بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار
بلاگ باقرالعلوم
آخرین نظرات
  • ۱۸ شهریور ۹۶، ۲۲:۴۸ - س _ پور اسد
  • ۸ شهریور ۹۶، ۱۸:۴۴ - س _ پور اسد

بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار





اول: مناجات توبه‏ کنندگان‏

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۴۵ ب.ظ
المناجات الاُولى‏:«مناجاة التَّائِبینَ»
مناجات اول: مناجات توبه‏ کنندگان‏

اِلهى‏ اَلْبَسَتْنِى الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتى‏، وَجَلَّلَنِى التَّباعُدُ مِنْکَ لِباسَ‏ مَسْکَنَتى‏،
خدایا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم کرده
و دورى از تو جامه‏ بیچارگى بر تنم افکنده


وَاَماتَ قَلْبى‏ عَظیمُ جِنایَتى‏، فَاَحْیِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْکَ یا اَمَلى وَبُغْیَتى‏، ‏
و برزگ جنایتم دلم را میرانده پس تو زنده‏اش کن به بازگشت خودت
(بسوى من) اى آرزو و مقصودم

وَیا سُؤْلى‏ وَمُنْیَتى‏، فَوَ عِزَّتِکَ ما اَجِدُ لِذُنوُبى‏ سِواکَ غافِراً،
و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده‏اى نیابم‏

وَلا اَرى‏ لِکَسْرى‏ غَیْرَکَ جابِراً، وَقَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنابَةِ اِلَیْکَ، وَعَنَوْتُ‏ بِالْاِسْتِکانَةِ لَدَیْکَ،
و براى شکستگیم جز تو شکسته‏ بندى نبینم و من بوسیله آه و ناله کردن بسوى تو
بدرگاهت خاضع گشته و با زارى کردن‏ در برابرت خود را به خوارى کشاندم


فَاِنْ طَرَدْتَنى‏ مِنْ بابِکَ فَبِمَنْ اَلوُذُ، وَاِنْ رَدَدْتَنى عَنْ جَنابِکَ فَبِمَنْ اَعُوذُ، ‏
پس اگر توام از درگاه خویش برانى در آن‏حال به که روآورم؟
و اگر توام‏ از نزد خویش بازگردانى به که پناه برم؟


فَوا اَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتى‏ وَافْتِضاحى‏، وَوا لَهْفاهُ‏ مِنْ سُوءِ عَمَلى‏ وَاجْتِراحى‏،
و بس افسوس از شرمندگى و رسواییم
و اى دریغ‏از کار بد و گناهانى که بدست آورده ‏ام

اَسْئَلُکَ یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکَبیرِ، وَیا جابِرَالْعَظْمِ الْکَسیرِ،
اَنْ تَهَبَ لى‏ مُوبِقاتِ الْجَرآئِرِ، وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ‏السَّرآئِرِ،

از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شکسته ‏بند استخوان شکسته
که ببخشى بر من گناهان نابود کننده‏ام را و بپوشى بر من کارهاى پنهانى‏


وَلا تُخْلِنى‏ فى‏ مَشْهَدِ الْقِیامَةِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِکَ وَغَفْرِکَ، وَلاتُعْرِنى‏ مِنْ جَمیلِ صَفْحِکَ وَسَتْرِکَ،
رسواکننده را و مرا در بازار قیامت از نسیم جان‏بخش عفو و آمرزشت
محروم نفرمایى و از لباس زیباى گذشت و چشم‏پوشى خود برهنه‏ ام نکنى


اِلهى‏ ظَلِّلْ عَلى‏ ذُنُوبى‏ غَمامَ رَحْمَتِکَ، وَاَرْسِلْ عَلى‏ عُیُوبى‏ سَحابَ رَاْفَتِکَ،
خدایا سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بیندازو ابر ریزان مهربانى
و رأفتت را براى شستشوى عیب هایم بفرست

اِلهى‏ هَلْ‏یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْابِقُ اِلاَّ اِلى‏ مَوْلاهُ، اَمْ هَلْ یُجیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ،
خدایا آیا بنده فرارى جز به درگاه مولایش به کجا بازگردد
یا آیا کسى جز او هست که وى‏را از خشم او پناه دهد


اِلهى‏ اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَاِنّى‏ وَعِزَّتِکَ مِنَ النَّادِمینَ،
معبودا اگر پشیمانى بر گناه توبه محسوب شود
پس به عزتت سوگند که براستى من از پشیمانانم‏


وَاِنْ کانَ الْإِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطیئَةِ حِطَّةً فَاِنّى‏ لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ،
و اگر آمرزش خواهى از خطا آنرا پاک کند پس براستى من از آمرزش خواهانم‏

الهیلَکَ الْعُتْبى‏ حَتّى‏ تَرْضى‏، اِلهى‏ بِقُدْرَتِکَ عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ، وَبِحِلْمِکَ‏ عَنّىِ اعْفُ عَنّى‏، وَبِعِلْمِکَ بى‏ اِرْفَقْ بى‏،
خدایا تو را سزد که مرا مؤاخذه کنى تا گاهى که خوشنود شوى
خدایا به همان قدرتى که بر من دارى توبه‏ ام بپذیر و به بردباریت‏ از من بگذر
و به همان علمت که به احوالم دارى با من مدارا کن


اِلهى‏ اَنْتَ الَّذى‏ فَتَحْتَلِعِبادِکَ باباً اِلى‏ عَفْوِکَ، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللَّهِ
تَوْبَةً نَصُوحاً،فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ،

خدایا تویى که درى از عفو خودبسوى بندگانت باز کردى و نامش را توبه گذاردى
و فرمودى «بسوى خدا بازگردید با توبه‏ صادقانه»٬
پس دیگر چه عذرى دارد آن کس که از وارد شدن در این در باز شده غفلت ورزد


اِلهى‏ اِنْ کانَ‏قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ،
خدایا اگر براستى‏ سرزدن گناه از بنده‏ات زشت است
ولى گذشت نیز از نزد تو نیکو است


اِلهى‏ ما اَنَا بِاَوَّلِ‏مَنْ عَصاکَ فَتُبْتَ عَلَیْهِ، وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِکَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ
معبودا من نخستین کسى نیستم‏که نافرمانیت کرده و توبه پذیرش گشته ‏اى
و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان‏ کرده‏اى،


یا مُجیبَ‏الْمُضْطَرِّ، یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا عَظیمَ الْبِرِّ، یا عَلیماً بِما فِى السِّرِّ،
اى پذیرنده بیچاره اى غمزدا اى بزرگ احسان اى داناى اسرار نهان ‏

یاجَمیلَ السِّتْرِ، اِسْتَشْفَعْتُ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ اِلَیْکَ، وَتَوَسَّلْتُ بِجَنابِکَ‏وَتَرَحُّمِکَ� �� لَدَیْکَ،
اى نیکو پرده‏پوش شفیع گردانم نزد تو جود و کرمت را و توسل جستم
به حضرتت و به مهربانیت‏ در پیش تو


فَاسْتَجِبْ دُعآئى‏، وَلا تُخَیِّبْ فیکَ رَجآئى‏،وَتَقَبَّلْ تَوْبَتى‏، وَکَفِّرْ خَطیئَتى‏
بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

پس دعایم مستجاب کن و امیدم را درباره خودت به نومیدى مبدل مکن
‏و توبه‏ ام را بپذیرو گناهم را به کرم و مهربانى خود نادیده گیر
اى مهربانترین مهربانان‏


غبار راه بازگردانندگان

خدایا !

درست است که خسته ، در هم شکسته ، خون به چشم نشسته ، پرنده امید پای بسته وخواب از چشم رسته از بارگاه تو رانده شوم ؟

مگر من به غیر تو می شناسم؟

مگر به منزلی جز خانه تو راه می برم ؟

مگر دل به معشوق دیگری داده ام ؟

مگر پیشانی بر خاک دیگری سائیده ام ؟

مگر در هجران دیگری سوخته ام ؟

که امید به غیر تو داشته باشم؟

مگر جز تو تمامت خوبیست ومگر نه تمامی خیر به دست توست ؟

چگونه در آرزوی غیر تو باشم وآفرینش وفرمان به دست تو باشد ؟

تویی که میوه ناطلبیده از درخت فضل خویش برایم بارآورده ای ، تو که از چشمه ناگفته ام آب جوشانده ای . چگونه حال که گرسنه وتشنه به امید بوستان ومزرعه تو آمده ام ، تهیدستم باز می گردانی ؟ چگونه ریشه آرزهای مرا از زمین بخششت در می آوری ؟

من دست خسته به تو داده ام و تو آن را محتاج دست خسته دیگر می کنی ؟ من دل شکسته به تو بسته ام ، تو به بیچاره ای دیگر حوالتش می دهی ؟ من در خانه تو را می زنم ، تو مرا به پیش مثل خویش می فرستی ؟

نه ، این در اندیشه وجود نیست ، این در باور ممکنات نمی گنجد ، این غیر ممکن است .

ای آنکه هر که در جاده رحمتت گام نهاده ، به بوستان سعادتت رسیده !

هر دل که هوای تو کرده ، پا بر فرق غیر تو نهاده !

هر سر که سودای تو گرفته ، چشم از سواد وبیاض عالم برگرفته !

در هر دل که یاد تو تپیده ، خاطرش آرمیده و باور غیر تو رمیده !

با انتقام تو هیچ گنهکار طالب بخششی به وادی شقاوت نرسیده .

چگونه فراموشت کنم که تو از یادم نبرده ای !

چگونه چشم از تو برگیرم که تو چشم به من دوخته ای !

چگونه از تو بگریزم که تو مرا در بر گرفته ای !

خدای من !

دست به دامن کرم تو آویخته ام وپای امید برای نیل به عطایای تو سرعت بخشیده ام ودست آرزو برای برگرفتن نعمت تو گشاده ام !

خدایا !

مرا در کارگاه یکتایی خویش صیقل ببخش تا آینه دار جمال تو باشم .

مرا در کوره توحید بندگانت امتیازی دیگر گونه بخش که کارگزار تو باشم .

ای پناه هر گریزنده ! و ای امید گاه هر جوینده!

ای برترین قله امید ! وای زیباترین قاصد نوید!

ای آنکه به تو جز با تو نتوان رسید !

ای مهربانترین منادی !

ای آنکه اشک را قبل از اینکه بر زمین بریزد به دامن می گیری !

ای آنکه دلهای شکسته را بند دستگیری می زنی !

ای آنکه محرومان وسائلان وفقیران را نه رد نمی کنی که در لطف می گشایی !

ای آنکه گل آرزوی خودت را نه پرپر نمی کنی که خود آبیاری می کنی !

ای آنکه خوانند گانت را در رحمت گشاده ای وامیدوارانت را پرده بالا زده ای !

به بزرگواریت و بخشش بی نهایتت قسم که بر من آنسان منت نهی از عطایت که چشمم روشنایی بیاید ، واز امیدت که دلم اطمینان و از یقینت که مصایب دنیای فانی بر من آسان شود

پیاله بر کفنم بند تا سحر گه حشر                     به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

مرا آنچنان یقینی ده که پرده های ظلمانی چشم دلم پاره پاره گردد ، به رحمت جاودانه ات ، ای مهربانترین مهربانان .

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه







نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی