بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار
بلاگ باقرالعلوم
آخرین نظرات
  • ۱۸ شهریور ۹۶، ۲۲:۴۸ - س _ پور اسد
  • ۸ شهریور ۹۶، ۱۸:۴۴ - س _ پور اسد

بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار





چهارم: مناجات امیدواران‏

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۸ ب.ظ
الرّابِعَة: «مُناجات الرّاجِین»
چهارم: مناجات امیدواران‏

یا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ، وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ، مُناهُ،
اى که هرگاه بنده‏اى از او درخواست کند دهدش
و هرگاه چیزى را که نزد او است آرزو کند بدان آرزو رساندش

وَاِذا اَقْبَلَ‏عَلَیْهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ، وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْیانِ سَتَرَ عَلى‏ ذَنْبِهِ وَغَطَّاهُ،
و چون بدو رو کند به مقام قرب و نزدیکى خویشش ببرد
و چون به آشکارى گناهش کند پرده بر گناهش کشد و آن را بپوشاند

وَاِذاتَوَکَّلَ عَلَیْهِ اَحْسَبَهُ وَکَفاهُ، اِلهى‏ مَنِ الَّذى‏ نَزَلَ بِکَ مُلْتَمِساً قِراکَ‏ فَما قَرَیْتَهُ،
و چون بر او توکل کند کفایتش کند و بسش باشد خدایا کیست
که بر درگاه تو بار اندازد و میهمان‏ نوازیت خواهد و تو پذیرائیش نکنى

وَمَنِ الَّذى‏ اَناخَ بِبابِکَ مُرْتَجِیاً نَداکَ فَما اَوْلَیْتَهُ،
و کیست که مرکب نیاز خود به دربارت خواباند و امید بخششت داشته باشد و تو احسانش‏ نکنى

اَیَحْسُنُ‏اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِکَ بِالْخَیْبَةِ مَصْرُوفاً، وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواکَ مَوْلىً‏ بِالْأِحْسانِ مَوْصُوفاً،
آیا خوبست که من ناامید از درگاهت باز گردم
بااینکه جز تو مولایى را که به احسان نامور باشد نشناسم

کَیْفَ اَرْجُو غَیْرَکَ وَالْخَیْرُ کُلُّهُ بِیَدِکَ، وَکَیْفَ‏ اُؤَمِّلُ سِواکَ وَالْخَلْقُ وَالْأَمْرُ لَکَ،
چگونه به جز تو امید داشته باشم با اینکه هر چه خیر است بدست تو است
و چگونه ‏به جز تو آرزومند باشم با اینکه خلقت و فرمان از آن تو است

أَاَقْطَعُ رَجآئى‏ مِنْکَ وَقَدْ اَوْلَیْتَنى‏ ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِکَ،ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِکَ،
آیا براستى امیدم را از تو قطع کنم با اینکه تواز فضل خویش به من عطا کردى
چیزى را که من درخواست نکرده بودم

اَمْ تُفْقِرُنى‏ اِلى‏ مِثْلى‏ وَاَنَااَعْتَصِمُ بِحَبْلِکَ، یامَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ،
یا مرا بمانند خودم نیازمند سازى با اینکه من به رشته توچنگ زدم
اى که به رحمتش سعادتمند گردند قاصدان او

وَلَمْ یَشْقَ بِنَقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ،
و دچار بدبختى و عذاب و کیفرش نشوند آمرزش خواهانش

کَیْفَ‏اَنْسیکَ وَلَمْ تَزَلْ ذاکِرى‏، وَکَیْفَ اَلْهُو عَنْکَ وَاَنْتَ مُراقِبى‏،

چگونه‏فراموشت کنم با اینکه تو همیشه به یاد منى و چگونه از یاد تو بیرون روم
با اینکه تو همیشه مراقب من هستى

اِلهى‏بِذَیْلِ کَرَمِکَ اَعْلَقْتُ یَدى‏، وَلِنَیْلِ عَطایاکَ بَسَطْتُ اَمَلى‏، فَاَخْلِصْنى‏ بِخالِصَةِ تَوْحیدِکَ وَاجْعَلْنى‏ مِنْ صَفْوَةِ عَبیدِکَ
خدایا من به ذیل کرمت دست انداختم و براى دریافت عطاهایت دامن آرزویم را گسترده‏ام
پس مرا بوسیله یگانگى‏ خالص خود خالص گردان و از زمره بندگان برگزیده‏ات قرارم ده

یا مَنْ کُلُّ هارِبٍ اِلَیْهِ‏یَلْتَجِئُ، وَکُلُّ طالِبٍ اِیَّاهُ یَرْتَجى‏، یا خَیْرَ مَرْجُوٍّ، وَیا اَکْرَمَ مَدْعُوٍّ،
اى که هر گریخته‏اى به اوپناه برد و هر جوینده‏اى به او امید دارد
اى بهترین مایه امید و اى بزرگوارترین خوانده شده

وَیامَنْ لا یَرَدُّ سآئِلَُهُ، وَلا یُخَیَِّبُ امِلَُهُ، یا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعیهِ، وَحِجابُهُ‏ مَرْفُوعٌ لِراجیهِ،
و اى‏کسى که خواهنده‏اش را دست خالى باز نگرداند و آرزومندش را نومید نسازد اى
که درگاه او به روى خوانندگانش باز و پرده‏اش‏ براى ‏امیدواربه‏اوبالا زده است

اَسْئَلُکَ بِکَرَمِکَ اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطآئِکَ بِما تَقِرُّ بِهِ عَیْنى‏، وَمِنْ‏ رَجآئِکَ بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى‏،
از تو خواهم به بزرگواریت که بر من بخشى از عطاى خویش به حدى که دیده‏ام بدان روشن گردد
و از امیدت بدان مقدار که خاطرم اطمینان یابد

وَمِنَ الْیَقینِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَىَّ مُصیباتِ الدُّنْیا، وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصیرَتى‏ غَشَواتِ الْعَمى‏،
و از یقین بدان اندازه که پیش ‏آمدهاى ناگوار دنیا بر من آسان گردد
و بوسیله آن پرده‏هاى سیاه کوردلى از دیده دل دور شود

بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
به رحمتت اى مهربانترین مهربانان‏

دست دعا ، چشم امید


خدایا !

درست است که خسته ، در هم شکسته ، خون به چشم نشسته ، پرنده امید پای بسته وخواب از چشم رسته از بارگاه تو رانده شوم ؟

مگر من به غیر تو می شناسم؟

مگر به منزلی جز خانه تو راه می برم ؟

مگر دل به معشوق دیگری داده ام ؟

مگر پیشانی بر خاک دیگری سائیده ام ؟

مگر در هجران دیگری سوخته ام ؟

که امید به غیر تو داشته باشم؟

مگر جز تو تمامت خوبیست ومگر نه تمامی خیر به دست توست ؟

چگونه در آرزوی غیر تو باشم وآفرینش وفرمان به دست تو باشد ؟

تویی که میوه ناطلبیده از درخت فضل خویش برایم بارآورده ای ، تو که از چشمه ناگفته ام آب جوشانده ای . چگونه حال که گرسنه وتشنه به امید بوستان ومزرعه تو آمده ام ، تهیدستم باز می گردانی ؟ چگونه ریشه آرزهای مرا از زمین بخششت در می آوری ؟

من دست خسته به تو داده ام و تو آن را محتاج دست خسته دیگر می کنی ؟ من دل شکسته به تو بسته ام ، تو به بیچاره ای دیگر حوالتش می دهی ؟ من در خانه تو را می زنم ، تو مرا به پیش مثل خویش می فرستی ؟

نه ، این در اندیشه وجود نیست ، این در باور ممکنات نمی گنجد ، این غیر ممکن است .

ای آنکه هر که در جاده رحمتت گام نهاده ، به بوستان سعادتت رسیده !

هر دل که هوای تو کرده ، پا بر فرق غیر تو نهاده !

هر سر که سودای تو گرفته ، چشم از سواد وبیاض عالم برگرفته !

در هر دل که یاد تو تپیده ، خاطرش آرمیده و باور غیر تو رمیده !

با انتقام تو هیچ گنهکار طالب بخششی به وادی شقاوت نرسیده .

چگونه فراموشت کنم که تو از یادم نبرده ای !

چگونه چشم از تو برگیرم که تو چشم به من دوخته ای !

چگونه از تو بگریزم که تو مرا در بر گرفته ای !

خدای من !

دست به دامن کرم تو آویخته ام وپای امید برای نیل به عطایای تو سرعت بخشیده ام ودست آرزو برای برگرفتن نعمت تو گشاده ام !

خدایا !

مرا در کارگاه یکتایی خویش صیقل ببخش تا آینه دار جمال تو باشم .

مرا در کوره توحید بندگانت امتیازی دیگر گونه بخش که کارگزار تو باشم .

ای پناه هر گریزنده ! و ای امید گاه هر جوینده!

ای برترین قله امید ! وای زیباترین قاصد نوید!

ای آنکه به تو جز با تو نتوان رسید !

ای مهربانترین منادی !

ای آنکه اشک را قبل از اینکه بر زمین بریزد به دامن می گیری !

ای آنکه دلهای شکسته را بند دستگیری می زنی !

ای آنکه محرومان وسائلان وفقیران را نه رد نمی کنی که در لطف می گشایی !

ای آنکه گل آرزوی خودت را نه پرپر نمی کنی که خود آبیاری می کنی !

ای آنکه خوانند گانت را در رحمت گشاده ای وامیدوارانت را پرده بالا زده ای !

به بزرگواریت و بخشش بی نهایتت قسم که بر من آنسان منت نهی از عطایت که چشمم روشنایی بیاید ، واز امیدت که دلم اطمینان و از یقینت که مصایب دنیای فانی بر من آسان شود

پیاله بر کفنم بند تا سحر گه حشر                     به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

مرا آنچنان یقینی ده که پرده های ظلمانی چشم دلم پاره پاره گردد ، به رحمت جاودانه ات ، ای مهربانترین مهربانان .

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی