بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار

بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار

بلاگ باقرالعلوم
طلبگی، بصیرت، قرآن، حدیث، احکام، مناسبتهای مذهبی، دروس حوزه، مداحی ...
آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۷، ۱۳:۵۱ - bsj sajjad
    +

https://static.netshahr.com/www.netshahr.com/images/2018-04/13-11-11-22317-2018-04-28-11-51-14.jpg

به تماشای تو دریا ننشیند چه کند؟(روضه)


به تماشای تو دریا ننشیند چه کند
به تماشات سراپا ننشیند چه کند
اینکه گفتم مثلی بود که یعنی پدری
پسرش را به تماشا ننشیند چه کند
«شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان»
اگر این قافیه زیبا ننشیند چه کند
ماه من می رسد از راه و جوان است هنوز
ماه من اینهمه بالا ننشیند چه کند
مادری را غم دامادی فرزندش سوخت
دو جهان در غم لیلا ننشیند چه کند
تشنه از اسب بیافتد پسر آنگاه پدر
کمرش نشکند از پا ننشیند چه کند
تک و تنها و غریبانه نماز شب کیست
که نشسته است؛ خدایا ننشیند چه کند
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

الوداع گفت و رفت و بابا ماند(مقتل)

الوداع گفت و رفت و بابا ماند
بین تن ها امام تنها ماند
سر مجنون هوای لیلا داشت
چشم لیلا به پای لیلا ماند
موج؛ می خورد بر لب ساحل
موج برگشت و... لیک دریا ماند
علی اکبر، علی و اکبر شد
جمله رفت و حروف بر جا ماند
با زره
رفت؛ با عبا برگشت
بین خیمه همین معما ماند
خواهر آمد؛ برادرش را برد
تکه های پیمبر اما ماند
پیکرش زیر سم مرکب و... سر
... روی نیزه برای فردا ماند
بعد از این ماجرا، ته گودال
رمقی از حسین آیا ماند..!؟

مقتل حضرت علی اکبر - الأمالی للصدوق: ص ٢٢٦ ح ٢٣٩

عن عبد اللّه بن منصور عن جعفر بن محمّد بن علیّ بن الحسین عن أبیه عن جده [زین العابدین] علیهم السلام : لَمّا بَرَزَ [عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ] إلَیهِم دَمَعَت عَینُ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقالَ: اللّهُمَّ کُن أنتَ الشَّهیدَ عَلَیهِم، فَقَد بَرَزَ إلَیهِمُ ابنُ رَسولِکَ، وأشبَهُ النّاسِ وَجهاً وسَمتاً بِهِ، فَجَعَلَ یَرتَجِزُ وهُوَ یَقولُ:
أنَا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ بنِ عَلِیّ نَحنُ وبَیتِ اللّه ِ أولى بِالنَّبِیّ
أما تَرَونَ کَیفَ أحمی عَن أبی
فَقَتَلَ مِنهُم عَشَرَةً ثُمَّ رَجَعَ إلى أبیهِ، فَقالَ: یا أبَه العَطَشُ، فَقالَ الحُسَینُ علیه السلام : صَبراً یا بُنَیَّ، یَسقیکَ جَدُّکَ بِالکَأسِ الأَوفى، فَرَجَعَ فَقاتَلَ حَتّى قَتَلَ مِنهُم أربَعَةً وأربَعینَ رَجُلاً، ثُمَّ قُتِلَ صَلَّى اللّه ُ عَلَیهِ

ترجمه: به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام جعفر صادق ، از پدرش امام باقر ، از جدّش امام زین العابدین علیهم السلام ـ : هنگامى که على اکبر علیه السلام براى مبارزه به سوى دشمن رفت ، چشمان حسین علیه السلام ، گریان شد و گفت : «خدایا ! تو بر ایشان گواه باش ، که فرزند پیامبرت و شبیه ترینِ مردم به او در صورت و سیرت ، به سوى آنان مى رود» . على اکبر علیه السلام نیز چنین رَجَز مى خواند: من على ، پسر حسین بن على ام. به خانه خدا سوگند که ما به پیامبر صلى الله علیه و آله ، نزدیک تریم. آیا نمى بینید که چگونه از پدرم ، حمایت مى کنم؟
آن گاه ، ده تن از آنان را کُشت و سپس به نزد پدرش باز گشت و گفت : اى پدر ! تشنه ام . حسین علیه السلام فرمود : «شکیبایى کن ، پسر عزیزم ! جدّت با کاسه اى پُر به تو مى نوشانَد» . او باز گشت و جنگید و ٤٤ تن از دشمنان را کُشت و سپس ، به شهادت رسید . درود خدا بر او باد.


الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة): ج ١ ص ٤٧٠ ، نسب قریش: ص ٥٧ نحوه ولیس فیه ذیله من «وضمّه» وراجع : أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٣٦١ والشجرة المبارکة: ص ٧٢ والردّ على المتعصّب العنید: ص ٣٩ وتذکرة الخواصّ: ص ٢٥٥ والأمالی للشجری: ج ١ ص ١٧١

الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : دَعا رَجُلٌ مِن أهلِ الشّامِ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ الأَکبَرَ ـ واُمُّهُ آمِنَةُ بِنتُ أبی مُرَّةَ بنِ عُروَةَ بنِ مَسعودٍ الثَّقَفِیِّ واُمُّها بِنتُ أبی سُفیانَ بنِ حَربٍ ـ فَقالَ: إنَّ لَکَ بِأَمیرِ المُؤمِنینَ قَرابَةً ورَحِماً، فَإِن شِئتَ آمَنّاکَ، وَامضِ حَیثُما أحبَبتَ!
فَقالَ: أما وَاللّه ِ لَقَرابَةُ رَسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله کانَت أولى أن تُرعى مِن قَرابَةِ أبی سُفیانَ، ثُمَّ کَرَّ عَلَیهِ وهُوَ یَقولُ:
أنَا عَلِیُّ بنُ حُسَینِ بنِ عَلِیّ نَحنُ وبَیتِ اللّه ِ أولى بِالنَّبِیِّ
مِن شَمِرٍ وعُمَرٍ وَابنِ الدَّعِیّ
قالَ: وأقبَلَ عَلَیهِ رَجُلٌ مِن عَبدِ القَیسِ، یُقالُ لَهُ: مُرَّةُ بنُ مُنقِذِ بنِ النُّعمانِ فَطَعَنَهُ، فَحُمِلَ فَوُضِعَ قَریباً مِن أبیهِ .
فَقالَ لَهُ: قَتَلوکَ یا بُنَیَّ، عَلَى الدُّنیا بَعدَکَ العَفاءُ، وضَمَّهُ أبوهُ إلَیهِ حَتّى ماتَ . فَجَعَلَ الحُسَینُ علیه السلام یَقولُ: اللّهُمَّ دَعَونا لِیَنصُرونا فَخَذَلونا وقَتَلونا، اللّهُمَّ فَاحبِس عَنهُم قَطرَ السَّماءِ، وَامنَعهُم بَرَکاتِ الأَرضِ، فَإِن مَتَّعتَهُم إلى حینٍ فَفَرِّقهُم شِیَعاً، وَاجعَلهُم طَرائِقَ قِدَداً، ولا تُرضِ الوُلاةَ عَنهُم أبَداً

ترجمه: الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : مردى از شامیان ، على اکبر ، فرزند حسین علیه السلام را ـ که مادرش آمنه ، دختر ابو مُرّة بن عُروة بن مسعود ثقفى بود ، و مادر آمنه نیز دختر ابو سفیان بن حَرب ( جدّ یزید ) بود ـ ، فرا خواند و گفت : تو با امیر مؤمنان [ یزید ] ، خویشاوندى دارى و به او نزدیکى . اگر بخواهى ، ما به تو امان مى دهیم و به هر کجا که دوست داشتى ، برو !
على اکبر گفت : «بدان که ـ به خدا سوگند ـ رعایتِ خویشاوندىِ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، لازم تر از رعایت خویشاوندى ابو سفیان است !» .
سپس ، به او هجوم بُرد و چنین سرود: من على ، پسر حسین بن على ام. به خانه خدا سوگند که ما به پیامبر صلى الله علیه و آله ، نزدیک تریم. از شمر و عمر [بن سعد] و ابن زیاد.
مردى از بنى عبد قیس به نام مُرّة بنِ مُنقِذ بن نُعمان ، به او حمله کرد و نیزه اى بر او زد . على اکبر علیه السلام را بُردند و نزدیک پدرش ، بر زمین نهادند . حسین علیه السلام ، خطاب به او فرمود : «پسر عزیزم ! تو را کُشتند . دنیا ، پس از تو ویران باد !» . آن گاه ، او را به خود چسبانْد تا جان داد . همچنین حسین علیه السلام گفت : «خدایا ! ما را خواندند تا یارى مان دهند ؛ ولى ما را وا نهادند و ما را کُشتند . خدایا ! باران را از آنان ، دریغ بدار و برکت هاى زمین را از آنان ، باز دار و اگر هم مدّتى بهره مندشان کردى ، دچار اختلاف و تفرقه شان کن و هر یک را به راهى ببر و هیچ گاه ، حاکمان را از آنها ، راضى مگردان.
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست(روضه)



غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست
جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست
پروانه پرش سوخت ولى آبرویش شد
ما هم دلمان سوخته، این کم خبرى نیست
دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد
بین غم تو از غم عالم خبرى نیست
من توبه نکردم مگر از راه توسل
بی نام تو از توبه آدم خبرى نیست
گفتند درِ خانه غیر تو شلوغ است
گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست
رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست
والله در خانه حاتم خبرى نیست
ده ماه همه منتظر ماه تو هستند
در سال به جز ماه محرم خبرى نیست
عمامه ندارى و عبا نیز ندارى
اى واى که از پیرهنت هم خبرى نیست
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

پدر آرامش دنیا، پدر فرزند اعطینا(روضه)


پدر آرامش دنیا، پدر فرزند أعطینا
پدر خون خدا اما، پسر مجنون پسر لیلا
به کم قانع نبود اکبر، لبالب گشت از دلبر
به یکدیگر رسید آخر، لب رود و لب دریا
پسر دور از پدر می‌شد، مهیّای خطر می‌شد
پدر هی پیرتر می‌شد، پسر می‌بُرد دلها را
در این آشوب طوفانی، مسلمانان مسلمانی!
مبادا اینکه قرآنی بیفتد زیر دست و پا
پسر زخمی، پدر افتاد، پسر در خون، پدر جان داد
پسر ناله، پدر فریاد، میان هلهله، غوغا
پسر از زخم آکنده، پسر هر سو پراکنده
پدر چون مرغ پرکنده، از این صحرا به آن صحرا
که دیده این‌چنین گیسو چنین زخمی شود پهلو؟
و خاک‌آلوده‌تر از او به غیر از چادر زهرا
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

برو ولی کمی آرام، علی اکبر(زمزمه)

گِـرد اکبر می گردد، تمام خیمه
حسرت چشمانش شد، نصیب عمه
آه
مؤذن کربلا، دلاور خیمه ها
علی بعدک العفا
تویی که اشبه الناسی، به خلق و خوی پیغمبر
برو ولی کمی آرام، علی اکبر
(یا علی اکبر مدد)

می رود سوی میدان، علی اکبر
گشته ذکر لبهایش، أنا بن الحیدر
آه
می آید یکّـه سوار، چو حیدر با ذوالفقار
همه لشگر در فرار
ببین چگونه می لرزد، زمین به زیر پای او
رسد صدای تکبیر از، قفای او
(یا علی اکبر مدد)

روضه هایت پردردند، شبیه مادر
إربا إربایت کردند، علی اکبر
آه
نمانده از جوشنت، شده صد پاره تنت
به من خندد دشمنت
رسیده ام سر زانو، ببین وخامت حالم
رسیده عمه زینب بین نامحرم
(یا علی اکبر مدد)

بیرق عشقت بالا، اباعبدالله
کل یوم عاشورا، اباعبدالله
حسین
سلام ای بالا نشین، سلام ای خونین جبین
بخر مارا اربعین
من الغریب تو اوج، تمام روضه های تو
خدا چه روضه ای خوانده، برای تو
(حسین ذبیح العطشان)
(حسین قتیل العریان)



http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

زمان جهاد اکبر حسین است(زمزمه)



آه
به خاک و خون تمام اصحاب
ساعات آخر حسین است
وقتش رسیده و زمان
جهاد اکبر حسین است
وقت وداع، علی رسیده
هنگام دل بریدن است از نور دیده
از اشک بابا، پیداست پیدا
وقتی که دست از تو کشیده، چه کشیده
(آه، علی علی خدانگهدار)

آه
یل رشید تشنه کامم
میان دشنه‌های اعدا
از هر طرف تیغی و تیری
شد جگر من ارباً اربا
خسته و دلخون، میپیچم اکنون
نور دل آل عبا را در عبایی
جان میدهم آه، زین داغ جانکاه
سنگ صبورم خواهرم زینب کجایی؟
(آه، علی علی خدانگهدار)
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

جهاد اکبرت، این دل بریدنه(زمزمه)

آماده شو حسین، ساعات آخره
ببین که موقعِ، جهاد اکبره
جهاد اکبرت، این دل بریدنه
دار و ندار تو، قربونی کردنه
یا ابَ
افعل ماتؤمر بابا، تشنگی ها مو نبین
سَتَجدُنی، مِنَ الصّابِرین
بابا
باچه خون دل، دل می کنم از تو ولی
سخته ببینم روی ماهت رو علی
(آه از وداع تو علی، سخته ببینم روی ماهت رو علی)

سنگینی زره، بی تابی عطش
گرفته بود دیگه، طاقتشو ازش
غوغایی شد به پا، اسب اشتباهی رفت
پیش چشم بابا، دنیا سیاهی رفت
وای خدا
میون خیل دشمنا، این پاره ی قلب منه
یکی با شمشیر می زنه، یکی با نیزه می زنه
بابا
زدم دست روی دست، دیدم تنت از هم گسست
اشکم دوید و روزن چشمام و بست
(آه از نگاه آخرت، صدپاره شد، قلبم شبیه پیکرت)
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

چی شد علی؟ فقطّعوه بالسیوف(زمزمه)

علی جانم، مصحف پرپر بابا
شرح تو داده آیه آیه کربلا
خلیلم و ذبح منای من تویی
خوب رو سپید کردی بابا رو مرحبا
می برمت، به سوی خیمه ها
می بوسمت، ولی جدا جدا
خدای من، پهلوون حسین
چطور جا شد تو این عبا
(الوداع گل محمدی علی)

چی شد علی؟ فقطّعوه بالسیوف
از کینه ها مقطعه شد اون حروف
چی شد علیّ اکبرِ حسین مگه؟
که شعله ور شده ورق های لهوف
کرببلا، چی کردی با حسین؟
قدش خمید تو این عزا حسین
کفن شده عبات برا علی
وای از دل تو یا حسین
(الوداع گل محمدی علی)

http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

حال امام حسین کنار پیکر علی اکبر (علیهما السلام)(مقتل)


حاضر شدن امام جواد علیه السلام بر بالین امام رضا علیه السلام هنگام شهادت ایشان

عیون اخبار رضا؛ شیخ صدوق: ج2، ص 243

... فَخَرَجَ ع مُغَطَّى الرَّأْسِ فَلَمْ أُکَلِّمْهُ حَتَّى دَخَلَ الدَّارَ فَأَمَرَ أَنْ یُغْلَقَ الْبَابُ فَغُلِقَ ثُمَّ نَامَ ع عَلَى فِرَاشِهِ وَ مَکَثْتُ وَاقِفاً فِی صَحْنِ الدَّارِ مَهْمُوماً مَحْزُوناً فَبَیْنَمَا أَنَا کَذَلِکَ إِذْ دَخَلَ عَلَیَّ شَابٌّ حَسَنُ الْوَجْهِ قَطَطُ الشَّعْرِ أَشْبَهُ النَّاسِ بِالرِّضَا ع فَبَادَرْتُ إِلَیْهِ فَقُلْتُ لَهُ مِنْ أَیْنَ دَخَلْتَ وَ الْبَابُ مُغْلَقٌ فَقَالَ الَّذِی جَاءَ بِی مِنَ الْمَدِینَةِ فِی هَذَا الْوَقْتِ هُوَ الَّذِی أَدْخَلَنِی الدَّارَ وَ الْبَابُ مُغْلَقٌ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ أَنْتَ فَقَالَ لِی أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْکَ یَا أَبَا الصَّلْتِ أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ مَضَى نَحْوَ أَبِیهِ ع فَدَخَلَ وَ أَمَرَنِی بِالدُّخُولِ مَعَهُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ الرِّضَا ع وَثَبَ إِلَیْهِ فَعَانَقَهُ وَ ضَمَّهُ إِلَى صَدْرِهِ وَ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ سَحَبَهُ سَحْباً إِلَى فِرَاشِهِ وَ أَکَبَّ عَلَیْهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ع یُقَبِّلُهُ وَ یُسَارُّهُ بِشَیْ‏ءٍ لَمْ أَفْهَمْهُ وَ رَأَیْتُ عَلَى شَفَتَیِ الرِّضَا ع زُبْداً أَشَدَّ بَیَاضاً مِنَ الثَّلْجِ وَ رَأَیْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَلْحَسُهُ بِلِسَانِهِ ثُمَّ أَدْخَلَ یَدَهُ بَیْنَ ثَوْبَیْهِ وَ صَدْرِهِ فَاسْتَخْرَجَ مِنْهُ شَیْئاً شَبِیهاً بِالْعُصْفُورِ فَابْتَلَعَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ مَضَى الرِّضَا ع فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قُمْ یَا أَبَا الصَّلْتِ ایتِنِی بِالْمُغْتَسَلِ وَ الْمَاء...

ترجمه: ... خارج شد عبا را بر سر کشیده بود چیزى عرض نکردم تا داخل خانه شد دستور داد درها را ببندم در رختخواب خوابید من با حزن و اندوه داخل حیاط ایستاده بودم. در همین موقع مشاهده کردم جوانى خوش روى با موى‏ هاى مجعد شبیه به حضرت رضا علیهالسلام وارد شد پیش رفته عرض کردم از کجا آمدى درها که بسته بود فرمود کسى که مرا از مدینه در این ساعت به طوس آورده از درهاى بسته نیز داخلم کرده. گفتم: شما کیستى؟ من حجت خدایم بر تو. من محمّد بن علی هستم به طرف اتاق علی بن موسى الرضا علیه السلام رفت به من نیز فرمود: وارد شوم. همین که چشم حضرت رضا علیه السلام به او افتاد از جاى جست و فرزندش را در آغوش گرفت و بسینه چسبانید پیشانیش را بوسید بجانب خود کشانید. امام جواد پیوسته پدر را مى‏ بوسید و آرام با او سخنانى می گفت که من نفهمیدم. در این موقع حضرت رضاعلیه السلام از دنیا رفت. حضرت جواد علیه السلام فرمود: ابا صلت حرکت کن از انبار تخت بیاور با آب تا پدرم را غسل دهم..

 

 

نحوه به شهادت رسیدن حضرت علی اکبر

ارشاد؛ شیخ مفید: ج 2 ص 106

ولَم یَزَل یَتَقَدَّمُ رَجُلٌ رَجُلٌ مِن أصحابِهِ فَیُقتَلُ، حَتّى لَم یَبقَ مَعَ الحُسَینِ علیه السلام إلّا أهلُ بَیتِهِ خاصَّةً. فَتَقَدَّمَ ابنُهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام وامُّهُ لَیلى بِنتُ أبی مُرَّةَ بنِ عُروَةَ بنِ مَسعودٍ الثَّقَفِیِّ وکانَ مِن أصبَحِ النّاسِ وَجهاً، ولَهُ یَومَئِذٍ بِضعَ عَشرَةَ سَنَةً، فَشَدَّ عَلَى النّاسِ، وهُوَ یَقولُ:
أنَا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ بنِ عَلِیّ        نَحنُ وبَیتِ اللّهِ أولى بِالنَّبِی
تَاللّهِ لا یَحکُمُ فینَا ابنُ الدَّعِیّ        أضرِبُ بِالسَّیفِ احامی عَن أبی‏‏‏   
                  ضَربَ غُلامٍ هاشِمِیٍّ قُرَشِی‏
فَفَعَلَ ذلِکَ مِراراً و أهلُ الکوفَةِ یَتَّقونَ قَتلَهُ، فَبَصُرَ بِهِ مُرَّةُ بنُ مُنقِذٍ العَبدِیُّ، فَقالَ: عَلَیَّ آثامُ العَرَبِ، إن مَرَّ بی یَفعَلُ مِثلَ ذلِکَ إن لَم اثکِلهُ أباهُ، فَمَرَّ یَشتَدُّ عَلَى النّاسِ کَما مَرَّ فِی الأَوَّلِ، فَاعتَرَضَهُ مُرَّةُ بنُ مُنقِذٍ، فَطَعَنَهُ فَصُرِعَ، وَاحتَواهُ القَومُ فَقَطَّعوهُ بِأَسیافِهِم. فَجاءَ الحُسَینُ علیه السلام حَتّى وَقَفَ عَلَیهِ، فَقالَ: قَتَلَ اللّهُ قَوماً قَتَلوکَ یا بُنَیَّ، ما أجرَأَهُم عَلَى الرَّحمنِ وعَلَى انتِهاکِ حُرمَةِ الرَّسولِ! وَانهَمَلَت عَیناهُ بِالدُّموعِ، ثُمَّ قالَ: عَلَى الدُّنیا بَعدَکَ العَفاءُ. وخَرَجَت زَینَبُ اختُ الحُسَینِ مُسرِعَةً تُنادی: یا اخَیّاه وَابنَ اخَیّاه، وجاءَت حَتّى أکَبَّت عَلَیهِ، فَأَخَذَ الحُسَینُ علیه السلام بِرَأسِها فَرَدَّها إلَى الفُسطاطِ، و أمَرَ فِتیانَهُ فَقالَ: احمِلوا أخاکُم، فَحَمَلوهُ حَتّى وَضَعوهُ بَینَ یَدَیِ الفُسطاطِ الَّذی کانوا یُقاتِلونَ أمامَهُ.

ترجمه: یاران امام حسین علیه السلام، یکى یکى پیش مى‏آمدند و مى‏جنگیدند و کُشته مى‏شدند تا آن که جز خانواده‏اش، کسى با حسین علیه السلام نماند. آن گاه پسرش على اکبر علیه السلام که مادرش لیلا، دختر ابى مُرّة بن عُروة بن مسعود ثقفى بود، قدم به میدان نهاد. او از زیباروى‏ترینِ مردمان و آن هنگام، هجده نوزده ساله بود. او به دشمن، حمله بُرد و چنین خواند:
من على، پسر حسین بن على ام‏
به خانه خدا سوگند، که ما به پیامبر صلى الله علیه و آله، نزدیک‏تریم
و به خدا سوگند، که پسر بى‏نَسَب (ابن زیاد) نمى‏تواند بر ما حکم براند
با شمشیر مى‏زنم و از پدرم، حمایت مى‏کنم
شمشیر زدنِ جوان هاشمىِ قُرَشى
او این کار را بارها به انجام رساند و کوفیان، از کُشتن او پروا مى‏کردند که مُرّة بن مُنقِذ عبدى، او را دید و گفت: گناهان عرب بر دوش من باشد، اگر بر من بگذرد و چنین کند و من، پدرش را به عزایش ننشانم! على اکبر علیه السلام، مانند بار اوّل، بر دشمن حمله بُرد که مُرّة بن مُنقِذ، راه را بر او گرفت و نیزه‏اى به او زد و بر زمینش انداخت. سپاهیان، گِردش را گرفتند و او را با شمشیرهایشان، تکّه تکّه کردند. حسین علیه السلام به بالاى سر او آمد و ایستاد و فرمود: «خداوند، بکُشد کسانى را که تو را کُشتند، اى پسر عزیزم! چه گستاخ بودند در برابر [خداى‏] رحمان و بر هتک حرمت پیامبر!». سپس اشک از چشمانش روان شد و فرمود: «دنیاى پس از تو، ویران باد!». زینب علیها السلام خواهر حسین علیه السلام، به شتاب، بیرون دوید و ندا داد: اى برادرم و فرزند برادرم! آن گاه، آمد تا خود را بر روى [پیکر] على اکبر علیه السلام انداخت. حسین علیه السلام، سر او را گرفت و [او را بلند کرد و] به خیمه‏اش باز گردانْد و به جوانان [خاندان‏] خود، فرمان داد و فرمود: «برادرتان را ببرید!». آنان، او را بُردند و در خیمه‏اى گذاشتند که جلوى آن، مى ‏جنگیدند.

http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

نحوه شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام براساس نقل شیخ مفید(مقتل)


الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفید، ج‏2، ص: 107
وَ لَمْ یَزَلْ یَتَقَدَّمُ رَجُلٌ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَیُقْتَلُ حَتَّى لَمْ یَبْقَ مَعَ الْحُسَیْنِ علیه السلام إِلَّا أَهْلُ بَیْتِهِ خَاصَّةً فَتَقَدَّمَ ابْنُهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ أُمُّهُ لَیْلَى بِنْتُ أَبِی مُرَّةَ بْنِ عُرْوَةَ بْنِ مَسْعُودٍ الثَّقَفِیِّ وَ کَانَ مِنْ أَصْبَحِ النَّاسِ وَجْهاً وَ لَهُ یَوْمَئِذٍ بِضْعَ عَشْرَةَ سَنَةً فَشَدَّ عَلَى النَّاسِ وَ هُوَ یَقُولُ:

أَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی نَحْنُ وَ بَیْتِ اللَّهِ أَوْلَى بِالنَّبِی‏
تَاللَّهِ لَا یَحْکُمُ فِینَا ابْنُ الدَّعِی أَضْرِبُ بِالسَّیْفِ أُحَامِی عَنْ أَبِی‏
ضَرْبَ غُلَامٍ هَاشِمِیٍّ قُرَشِی‏
.
فَفَعَلَ ذَلِکَ مِرَاراً وَ أَهْلُ الْکُوفَةِ یَتَّقُونَ قَتْلَهُ فَبَصُرَ بِهِ مُرَّةُ بْنُ مُنْقِذٍ الْعَبْدِیُّ فَقَالَ عَلَیَّ آثَامُ الْعَرَبِ إِنْ مَرَّ بِی یَفْعَلُ مِثْلَ ذَلِکَ إِنْ لَمْ أُثْکِلْهُ أَبَاهُ فَمَرَّ یَشُدُّ عَلَى النَّاسِ کَمَا مَرَّ فِی الْأَوَّلِ فَاعْتَرَضَهُ مُرَّةُ بْنُ مُنْقِذٍ فَطَعَنَهُ فَصُرِعَ وَ احْتَوَاهُ الْقَوْمُ فَقَطَعُوهُ بِأَسْیَافِهِمْ فَجَاءَ الْحُسَیْنُ ع حَتَّى وَقَفَ عَلَیْهِ فَقَالَ قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوکَ یَا بُنَیَّ مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى الرَّحْمَنِ وَ عَلَى انْتِهَاکِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ وَ انْهَمَلَتْ عَیْنَاهُ بِالدُّمُوعِ ثُمَّ قَالَ عَلَى الدُّنْیَا بَعْدَکَ الْعَفَاءُ وَ خَرَجَتْ زَیْنَبُ أُخْتُ الْحُسَیْنِ مُسْرِعَةً تُنَادِی یَا أُخَیَّاهْ وَ ابْنَ أُخَیَّاهْ وَ جَاءَتْ حَتَّى أَکَبَّتْ عَلَیْهِ فَأَخَذَ الْحُسَیْنُ بِرَأْسِهَا فَرَدَّهَا إِلَى الْفُسْطَاطِ وَ أَمَرَ فِتْیَانَهُ فَقَالَ احْمِلُوا أَخَاکُمْ فَحَمَلُوهُ حَتَّى وَضَعُوهُ بَیْنَ یَدَیِ الْفُسْطَاطِ الَّذِی کَانُوا یُقَاتِلُونَ أَمَامَهُ .

ترجمه : سپس على بن الحسین به میدان نبرد آمد. مادرش لیلى دختر ابى قرة بن عروة بن مسعود ثقفى بود و از زیباترین مردم آن زمان بود، او حمله می کرد و می گفت: منم على فرزند حسین بن على، به خانه خدا سوگند ما سزاوارتر به پیغمبر هستیم. به خدا سوگند پسر زنا زاده در باره ما حکومت نخواهد کرد، با شمشیر شما را می زنم و از پدر خویش دفاع می کنم. شمشیر می زنم! شمشیر زدن جوانى هاشمى و قرشى.
او چندین بار چنین حمله کرد، مردم کوفه از کشتن او خوددارى می کردند، مرة بن منقذ عبدى گفت: گناه عرب به گردن من باشد اگر این جوان بر من بگذرد و این چنین حمله کند و من داغ مرگش را بر دل پدرش نگذارم، پس همچنان که حمله می کرد، مرة بن منقذ سر راه او را گرفت و با نیزه او را زد. آن جناب به زمین افتاده، و آن مردم بی شرم دور او را گرفت، او را احاطه کردند و با شمشیرهاى خود پاره پاره‏اش کردند، امام حسین علیه السلام آمد تا بر بالای سر جوان ایستاده فرمود: اى پسرم خدا بکشد مردمى که تو را کشتنند. چه قدر این مردم بر خدا و بر دریدن حرمت رسول خدا بی باک شده اند و اشک از دیدگان مبارکش سرازیر شد، سپس فرمود: پس از تو خاک بر سر دنیا. در این حال زینب کبری خواهر امام حسین علیه السلام از خیمه بیرون دویده فریاد می زد: اى برادرم و اى فرزند برادرم. و با سرعت آمد تا خود را به روى آن جوان انداخت، امام حسین علیه السلام خواهر را بلند کرده او را به خیمه بازگرداند، و به جوانان خود فریاد زد: برادرتان را بردارید، پس جوانان آمده او را برداشتند و جلوى خیمه ای که مقابل آن می جنگیدند بر زمین نهادند.

http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

نمی شه سرگردون نمی شه آواره (زمینه)


نمی شه سرگردون/ نمی شه آواره
کسی که تو دنیا/ حسین و دوست داره
تو حرم بازم گره گشایی کرده
محاله گدا بره گدا برگرده
قلبم رو دُر کن
دستام و پُر کن
(حسین وای)

حرف حرم شد باز/ دلم مسافر شد
خوش به حال اونکه/ دوباره زائر شد
هرچی کربلا بری بازم جا داره
واسه دلشکسته ها حرم جا داره
چشم انتظارم
دل بیقرارم
(حسین وای)
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

دوباره دلتنگی، دوباره حسرت، دوباره آه


دوباره دلتنگی، دوباره حسرت، دوباره آه
دوباره بی تابی، دوباره فکر دو بارگاه
آ آه حرم، ای شاه کرم، روزیم کن آقا، بازم برم
سینه زن فقط آرزوشه، تو حرم بشینه یه گوشه
ازخداشِه یکبار ببینه، که ضریح تو روبه رو شه
حسین وای، حسین وای

فدایی داری تو ، خیلی شلوغ دور و برت
کاشکی ما هم باشیم، جز سیاهی لشکرت
ما دلداده ایم، نوکر زاده ایم، واسه سردادن، آماده ایم
شیعه منتظره خبره، هر چی باشه به جون می خره
بمیرم نبینم روزی که، حرم شما در خطره
حسین وای، حسین وای
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

مست از کام پدر، زاده لیلا، مجنون(واحد)


ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان...
مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
مست می آمد و رخساره برافروخته بود
روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته
بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را
آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله در پوست نگنجیدن را
بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
زیرپایش همه کون و مکان می چرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت:لاحول ولاقوه الابالله
مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می گیری
زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای
به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
با فغان پسرم وا پسرم می آید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟!
کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟!
مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای
چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟!
من تو را در همه کرب و بلا می بینم
هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم...

http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

آمد، سوی میدان علی اکبر(واحد)


خدایا طاقت ندارم من که برگیرم چشم و دل از او
که آیینه روی پیغمبر ، تَرَک بردارد به سنگ عدو
همه هستی ام را به چشمان گریان، خدایا ببین میفرستم به میدان
که تسلیم امر توأم یا إلاهی، در این بزم ایمان، در این عید قربان
آمد سوی میدان علی اکبر بر لب «یا أبَتِ إفعَل ما تُؤمَر»
آه از حلقِ اسماعیل و خنجر
(آه ای اسماعیل کرب و بلا)

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ
ما ذا تَرى‏ قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرین*
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبین (آیه 103-102 سوره صافات)

به آه حسرت، به سوز دل، رسیده تا پیکرت بابا
نَفَس های من فدای آن، نَفَس های آخَرَت بابا
مَزَن دست و پا این چنین رو برویم که تاب و توان مرا می بری تو
دلم خون شد ای آیه ی قطعه قطعه علی اکبری یا علی اصغری تو؟
بابا با لب تشنه جنگیدم آخَر روی پیغمبر را دیدم
آب از دستان جدّت نوشیدم
(آه ای اسماعیل کرب و بلا)

http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

از خوشی های جهان هیات تو ما را بس


همچنان ای سرِ روی نی
روشن از روی ماهت، شب است
ما کجا و عزای حسین؟
روضه خوان شما زینب است
سر عشقت، گفتنی نیست
یادت از دل، رفتنی نیست

از همه خاک زمین تربتِ تو ما را بس
خو گرفتن به غم و غربتِ تو ما را بس
اهل دنیا نشود گریه کن عاشورا
از خوشی های جهان، هیئتِ تو ما را بس
در عزای تو سینه زنان
هر شبم را سحر می کنم
از همینجا به سوی شما
با دل خود سفر می کنم
هر زمان دل، باصفا شد
زائر کرببلا شد

همچنان ای سرِ روی نی
روشن از روی ماهت، شب است
ما کجا و عزای حسین؟
روضه خوان شما زینب است
سر عشقت، گفتنی نیست
یادت از دل، رفتنی نیست

السلام ای شهیدانِ به خون غلطیده
کی جهان مثل شما اهل وفایی دیده؟
جان سپردید غریبانه ولیکن امروز
قصه ی عشق شما در دو جهان پیچیده
تا ابد نام زیبایتان
در کتاب جهان خواندنی است
از همه قصه های جهان
قصه ی عاشقان ماندنی است
می درخشید، همچو خورشید
چون که یارانِ حسینید

همچنان ای سرِ روی نی
روشن از روی ماهت، شب است
ما کجا و عزای حسین؟
روضه خوان شما زینب است
سر عشقت، گفتنی نیست
یادت از دل، رفتنی نیست

هست هر چند زمان اندک و طولانی راه
ما نداریم به غیر از حرم دوست پناه
از خطر ترس نباید، که سفر باید کرد
هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
بار دیگر ببین آمده
دشمنِ کینه جوی امام
رهسپارم سوی کربلا
تا بگیرم از او انتقام
کن نصیبم، این سعادت
یا زیارت، یا شهادت

همچنان ای سرِ روی نی
روشن از روی ماهت، شب است
ما و کجا و عزای حسین؟
روضه خوان شما زینب است
سر عشقت، گفتنی نیست
یادت از دل، رفتنی نیست

هرکسی دشمنِ اربابِ شهید است امروز
شیعه برخیز! که او باز یزید است امروز
وقت جنگ است اگر دعویِ یاری داری
خیمه‎ی شمر همین کاخ سفید است امروز
مشتِ خود را گره می کنم
تا زنم بر سرِ دشمنان
تیغِ دشمن چه دارد مگر؟
در مصاف دل عاشقان
هر زمان و هر کجاییم
ما سپاهِ کربلاییم

همچنان ای سرِ روی نی
روشن از روی ماهت، شب است
ما و کجا و عزای حسین؟
روضه خوان شما زینب است
سر عشقت، گفتنی نیست
یادت از دل، رفتنی نیست
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

کمی روبرویم بمان تا، تماشا کنم قامتت را


کمی روبرویم بمان تا / تماشا کنم قامتت را
که تا لا اقل "ان یکاد"ی/ بخوانم بر آن قد و بالا
بمان ای همه شوق و ذوقم/ که دلتنگ پیغمبرم من
که سخت است و تلخ است و سنگین/ ز دیدار تو دل بریدن
علی جان علی جان / برو سوی میدان
شده عید قربان / شده عید قربان
(الوداع، علی اکبر)

خدایا تو اینک گُواهی/ که من میفرستم به میدان
همه خاطرات خوشم را/ به سوز دل و چشم گریان
رخش آینه دار زهرا/ قد و قامتش مثل حیدر
سخن گفتنش، خَلق و خُلقش/ یکایک شبیه پیمبر
خدایا در این دم/ رود جانم از تن
سوی اینهمه گرگ/ رود یوسف من
(الوداع، علی اکبر)

تحمل کن این تشنگی را/ یل خسته تشنه کامم
که آبی بجز اشک حسرت/ نمانده دگر در خیامم
خدایا مبادا که اسبش/ کنون گم کند راه خود را
رود سوی اردوی دشمن/ شود سرو من ارباً ارباً
من و دیده تر/ تو و حرف آخر:
لبم گشته سیراب/ ز دست پیمبر
(الوداع، علی اکبر)

http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

نباشد او را هم آورد، سپاه دشمن کم آورد(واحد)


نباشد او را هم آورد
سپاه دشمن کم آورد
پریشان شد لشگر کوفه تا علی بر ابرو خم آورد
تحمل کن تشنگی را
تحمل کن مثل بابا
برای لب های خشکت بابا زبانش را بر هم آورد
(علی اکبرم، شبه پیغمبرم، سردار لشگرم علی)

به خیمه ها آمد دلاور
لبش خشک و دیده اش تر
نگاه نومید زینب ماند و تماشای روی اکبر
چه سروی الله اکبر
چه ماهی شبه پیمبر
شده بر پا غزوه‌ای دیگر آمده پیغمبر به لشگر
(علی اکبرم، شبه پیغمبرم، سردار لشگرم علی)

ببار ای بارون دوباره
که این دنیا پر غباره
دعای اصغر اجابت شد تا دوباره بارون بباره
اگرچه ما رو سیاهیم
اگرچه غرق گناهیم
ببار ای بارون که بی تابِ تشنگی‌های خیمه‌گاهیم
(شاه و ارباب من، درّ نایاب من، مهر و مهتاب من حسین)
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

امام ُ الهُدی ای چراغ هدایت(واحد)


امام ُ الهُدی ای چراغ هدایت
نجات ِ همه در طریق ولایت
همه هستی ام یبن زهرا فدایت
بهشتم بُوَد صحن کرببلایت
حسین یا حسین یا حسین یابن زهرا

گره خورده بر عشق پاکت دلم شد
غم تو سرشته به آب و گلم شد
اگر من شدم سینه زن شک ندارم
دعای تو و مادرت شاملم شد
حسین یا حسین یا حسین یابن زهرا

نوای ملائک بیان غم تو
به گلبرگ دل رَشحه ی شبنم تو
الا ای که هستی تو عشق حقیقی
سُرور ِ دلم گریه ی ماتمت شد
حسین یا حسین یا حسین یابن زهرا

غریبی شبیه تو چشمی ندیده
لبت تشنه بود و سَرَت شد بریده
ز قتلگهت تا دم صبح محشر
رسد ناله ی مادری قد خمیده
حسین یا حسین یا حسین یابن زهرا

عزیز دلم از چه تابت ندادند
چرا پس ازآن دُرّ نابت ندادند
چرا عده ای بی بصیرت به گودال
لب ِ تشنه کشتند و آبت ندادند
حسین یا حسین یا حسین یابن زهرا

به قلب فلک از غمت تیر غم خورد
بسی صحنه های جنایت رقم خورد
به پیش دو چشم پر از خون زینب
لبانت چونان چوب خشکی به هم خورد
حسین یا حسین یا حسین یابن زهرا
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

سفر کرب و بلا، آرزوی دل ما (واحد تند)


سفر کرب و بلا، آرزوی دل ما
جنت اهل ولا، حرم خون خدا
(سیدی یا مظلوم یا اباعبد الله)

حرم خون خدا، بهشت اهل یقین
قبله‌ی دل مرقدِ، پسر اُمِ بنین
رزق این سینه زنان، کی شود کوی حسین
روشنی چشم ما، خاک بین الحرمین
(سیدی یا مظلوم یا اباعبد الله)

اشک ما گشته روان، از برای غم تو
مادرت گریه کنِ، ماتم اعظم تو
بهر تو ناله زند، قد خمیده مادرت
ای که در راه خدا، رفته بر نیزه سرت
(سیدی یا مظلوم یا اباعبد الله)
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

سلام ما را یک سحر؛ برسان به خدا حسین


جان ناقابل نذر توست؛ فَتَقبّل مِنّا حسین
سلام ما را یک سحر؛ برسان به خدا حسین

سلام ما، به مقام رضای تو در قتلگاه
سلام ما، به شکوه دعای تو با اشک و آه

بر سر نیزه؛ سجده ات خوش باد
سوز آه تو؛ کی رود از یاد
"مولا مولا مولا، مولا حسین حسین"

*** *** ***

تو هم چُنان بر نیزه ای؛ ما داریم از تو فاصله
خون می چکد در داغ تو؛ از روایات واصله

عزای تو، تا ابد خون به پا کرده هر صبح و شام
امان ز ما، گر شویم عاقبت بی تو کوفی مرام

پرچمت مانده بر زمین اینک
تا ابد مولا، انا سِلمٌ لَک
"مولا مولا مولا، مولا حسین حسین"

*** *** ***

کربلا را دیدن خوش است؛ خوشتر کربلایی شدن
ای کاش آخر همچون حسین؛ لب‌تشنه فدایی شدن

پس از تو آب، دم به دم تشنه کام لب تو شده
شهادت است، که مرید تو و مکتب تو شده

هرکه با تو ماند، آبرومند است
اجر عشاقت، با خداوند است
"مولا مولا مولا، مولا حسین حسین"
http://s4.picofile.com/file/7995800000/aksgif_ir_emaam_hossin_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B98041.gif

تیرها اجزای اکبر را به صحرا دوختند (روضه پایانی)


قطعه هایی از تنش قطع یقین پیدا نشد
دشت را گشتند و اکبر بیش از این پیدا نشد
تیرها اجزای اکبر را به صحرا دوختند
اسب زخمی شد، رکاب افتاد، زین پیدا نشد
تا عقیقی که سلیمان داشت افتاد و شکست
بر رکاب سبز پیغمبر نگین پیدا نشد
ناگهان شیرازه اش پاشید از هم، بعد از آن
شرحی از آیات قرآن مبین پیدا نشد
هر دو عالم را ملائک زیر و رو کردند و هیچ
سرزمینی بهتر از این سرزمین پیدا نشد
گشته ام، اما برای زائر کویش شدن
بهتر از حال و هوای اربعین پیدا نشد
کربلا را از علی هایش فقط باید شناخت
جز علی در این جهان حبل المتین پیدا نسد
صفحه صفحه بارها تاریخ را خواندم ولی
غیر حیدر یک امیرالمؤمنین پیدا نشد


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی