بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار

بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار

بلاگ باقرالعلوم
طلبگی، بصیرت، قرآن، حدیث، احکام، مناسبتهای مذهبی، دروس حوزه، مداحی ...
آخرین نظرات
  • ۷ اسفند ۹۶، ۲۰:۲۹ - مهرداد
    تشکر

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترجمه مناجات خمس عشر» ثبت شده است

يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۱۲ ب.ظ

دوازدهم: مناجات عارفان‏

الثَّانیَة عَشر: «مُناجات العارفین»

مناجات دوازدهم: مناجات عارفان‏

اِلهى‏ قَصُرَتِ الْأَلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنآئِکَ کَما یَلیقُ بِجَلالِکَ،

خدایا زبانها قاصر است از رسیدن به ثناى تو آنطور که شایسته جلال تو است

وَعَجَزَتِ‏ الْعُقُولُ عَنْ اِدْراکِ کُنْهِ جَمالِکَ،

و عقلها عاجز است از ادراک کنه جمالت

وَانْ حَسَرَتِ الْأَبْصارُدُونَ النَّظَرِ اِلى‏
سُبُحاتِ وَجْهِکَ،
و دیده ‏ها تار و بى ‏فروغ ماند از نظر کردن به سوى انوارذاتت

وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَریقاً اِلى‏ مَعْرِفَتِکَ اِلاَّ بِالْعَجْزِ
عَنْ مَعْرِفَتِکَ،

و قرار ندادى براى خلق خود راهى به سوى شناسائیت جز به اظهار عجز
از شناسائیت

اِلهى‏ فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذینَ تَرَسَّخَتْ اَشْجارُ الشَّوْقِ‏
اِلَیْکَ فى‏ حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ،

خدایا پس ما را از کسانى قرار ده که درختهاى شوق‏
بسوى تو در بوستان هاى سین ه‏شان ریشه محکم کرده

وَاَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِکَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ،

و سوز محبتت سراسر دلشان را فراگرفته‏

فَهُمْ اِلى‏ اَوْکارِ الْأَفْکارِ یَاْوُونَ، وَفى‏ رِیاضِ الْقُرْبِ وَالْمُکاشَفَةِ
یَرْتَعُونَ،

پس آنها به آشیانه‏هاى اندیشه‏ ها جاى گیرند و در چمنزارهاى قرب به تو و مکاشفه‏
مى ‏چرند

وَمِنْ حِیاضِ الْمَحَبَّةِ بِکَاْسِ الْمُلاطَفَةِ یَکْرَعُونَ، وَشَرایِعَ‏
الْمُصافاتِ یَرِدُونَ،

و از حوضهاى محبت به جام ملاطفت (آب حیات) بنوشند و در کنار نهرهاى‏
صفا وارد گشته ‏اند

قَدْ کُشِفَ الْغِطآءُ عَنْ اَبْصارِهِمْ، وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ
الرَّیْبِ عَنْ عَقآئِدِهِمْ وَضَمآئِرِهِمْ،

در حالى که پرده از پیش دیدگانشان برداشته شده و تاریکى شبهه و
تردید
از صفحه عقاید و نهادشان زائل گشته

وَانْتَفَتْ مُخالَجَةُ الشَّکِّ عَنْ‏
قُلُوبِهِمْ وَسَرآئِرِهِمْ،

و یکسره خلجان شک و ریب از
دلها و درونشان بیرون رفته

وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقیقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ،

و دریچه ‏هاى سینه‏ شان بواسطه استوار شدن معرفت بازگشته


وَعَلَتْ‏ لِسَبْقِ السَّعادَةِ فِى الزَّهادَةِ هِمَمُهُمْ،

و همت هاشان‏ براى پیشى گرفتن در خوشبختى در اثر پارسایى بلند گردیده

وَعَذُبَ فى‏ مَعینِ الْمُعامَلَةِ
شِرْبُهُمْ،

و نوشیدنیهاشان در چشمه کردار
شیرین و گوارا شده

وَطابَ فى‏ مَجْلِسِ الْأُنْسِ سِرُّهُمْ، وَاَمِنَ فى‏ مَوْطِنِ الْمَخافَةِ
سِرْبُهُمْ،

و درونشان در محفل انس با تو پاکیزه گشته و راهشان در جاهاى هولناک‏
امن گشته

وَاطْمَاَنَّتْ بِالرُّجُوعِ اِلى‏ رَبِّ الْأَرْبابِ اَنْفُسُهُمْ،

و جانهاى ایشان در بازگشت بسوى رب الارباب مطمئن گردیده

وَتَیَقَّنَتْ‏ بِالْفَوْزِ وَالْفَلاحِ اَرْواحُهُمْ، وَقَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى‏ مَحْبُوبِهِمْ اَعْیُنُهُمْ،

و روانشان‏ به فیروزى و رستگارى یقین پیدا کرده و دیدگانشان به واسطه دیدار محبوب روشن گشته‏

وَاسْتَقَرَّ بِاِدْراکِ السُّؤْلِ وَنَیْلِ الْمَأْمُولِ قَرارُهُمْ،

و به واسطه رسیدن به مقصود و نائل شدن به آرزوهاى خویش قرارى یافته

وَرَبِحَتْ فى‏ بَیْعِ‏ الدُّنْیا بِالْاخِرَةِ تِجارَتُهُمْ،

و سوداگرى ایشان بواسطه فروختن‏ دنیا به آخرت کاملاً سودمند گشته است


اِلهى‏ ما اَلَذَّ خَواطِرَ الْإِلْهامِ بِذِکْرِکَ عَلَى‏ الْقُلُوبِ، خدایا چه اندازه لذیذ است یاد تو در دلها که بوسیله الهام خطور کند

وَما اَحْلَى الْمَسیرَ اِلَیْکَ بِالْأَوْهامِ فى‏ مَسالِکِ الْغُیُوبِ،

و چقدر شیرین است سیر بسوى تو با مرکب اندیشه ‏ها که در راههاى غیب صورت مى ‏گیرد

وَما اَطْیَبَ طَعْمَ حُبِّکَ، وَما اَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِکَ،

و چقدرگوارا است طعم دوستى تو و چه شیرین است شربت قرب تو

فَاَعِذْنا مِنْ طَرْدِکَ وَاِبْعادِکَ، وَاجْعَلْنا مِنْ اَخَصِّ عارِفیکَ،
پس اى خدا ما را از راندن و دور کردنت پناه دهو قرارمان ده از مخصوص‏ترین عارفانت

وَاَصْلَحِ عِبادِکَ، وَاَصْدَقِ طآئِعیکَ، وَاَخْلَصِ عُبَّادِکَ،

و از شایسته ‏ترین بندگانت و راستگوترین فرمانبردارانت و خالص‏ترین‏
پرستش کنندگانت

یا عَظیمُ یا جَلیلُ، یا کَریمُ یا مُنیلُ،
بِرَحْمَتِکَ وَمَنِّکَ

اى عظیم اى با جلالت اى بزرگوار اى عطابخش به رحمت و احسانت


یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

اى مهربانترین مهربانان


  درتاب زلف یار ...

الهی !

درخت وصف ، بی شک به آسمان ثنای تو نتواند رسید و پرنده عقل به اوج جمال تو بال نتواند سائید .

خدایا!

در چنته کوچک فهم ما کی ابراز درک تو می گنجد و در کوله بار خرد ما کجا توشه راه قله جلال تو جای می گیرد ؟

پای عقل در راه درک تو کفش آبله پوشید و به مقصد نرسید و چشمها بر خیمه گاه تو در انتظار ماند و رخسار زیبای تو ندید ، که تو مر پناهگاه معرفت خویش را راهی نیافریده ای ، جز کوره راههای عجز .

خداوندا !

ما را از آنانی قرار ده :

که درختهای اشتیاق در باغهای سینه هایشان ریشه دوانده وشعله های عشق تو آتش به دلهایشان زده و رایحه جمال تو پرنده افکارشان را اوج تازه بخشیده .

آنان که در مزارع قرب تو ، به چراگاه مکاشفه آمده اند و از چشمه عشق تو با جامهای لطف تو می نوشند .

آنان که :

در جوار خانه تو مسکن گزیده اند و آب حیات از باران مهر تو می نوشند و لباس از نسیم تو می پوشند .

آن پروانه ها که هماره گرد تو می گردند و وام زندگی از آتش عشق تو می گیرند .

آنان که در بلندای قله ملاطفت تو تنفس می کنند .

خداوندا !

ما را از آنانی قرار ده :

که اطراق در کنار جوی صفای تو کرده اند واز سبزینه وفای تو می زیند .

آنان که پرده های جهل از جلوی چشمانشان برداشته شده وابرهای ظلمت در آسمان وجودشان شکافته شده .

آنان که از خیمه خویشتن رهایی یافته اند وحصار هوی را در هم شکسته اند .

آنان که از بیراهه های وهم و چند راه های ریب خلاصی یافته اند .

آنان که به جغد بیم وکبوتر امید از یک پنجره می نگرند .

آنان که گلیم خویش را از گرد گمان تکانده اند و ملخهای شک را از مزارع دلهای خویش رانده اند .

خدایا !

ما را از آنان قرار ده :

که سینه هایشان با تنفس در فضای عرفان تو گشاده گشت .

آنان که در دریای سعادت ، کشتی همتشان با بادبان زهد پیشی گرفت .

همانها که جامه کردار در رود تو شستند و لقمه رفتار از دست تو گرفتند و شراب گفتار از جام تو نوشیدند.

آنها که در کوره انس تو گداخته شدند و با سوهان تو صیقل یافتند .

آنها که وجودشان در مسیر توفانهای وحشت ، ایمنی از تو یافت و پیکرشان در مسیر سیل های بنیان کن استقامت از تو گرفت وخاطرشان با رجعت به سوی تو ، پروردگار خدایان، سلطان پادشاهان ومالک حاکمان آرامش یافت ودلهایشان با یاد تو اطمینان گرفت و روانهایشان در اقیانوس رستگاری به کشتی یقینی نشست و روحهایشان آرامش را در بغل گرفت .

و از دیدار معشوقان نگاه منتظرشان برق زد وچشمانشان روشنی یافت .

و آرامش بر باد رفته با رجعت مسافران آرزو باز گشت .

و قرار از جان پر کشیده شان با دیدار خواسته هایشان در وجود نشست .

آنان که در معامله دنیا وآخرتشان به سود مقصود شان نایل آمدند و آنان که از فانی گذشتند تا به باقی رسیدند.

آنان که در دام سفلی فرود نیامدند تا در اوج علوی پریدند.

آنان که در طوفان مهلک دریا کشتی خویش سبک کردند تا به ساحل سلامت رسیدند.

خدایا!

چه لذت بخش است گذر نسیم یاد تو بر دلها وچه زیباست پرواز پرنده خاطر تو بر قلبها وچه شیرین است پیمودن اندیشه در جاده غیب ها بسوی تو .

چه روح می بخشد گام زدن در مسیر عرفان تو و چه جان می دهد ایمان به غیب تو .

خدای من ! محبوب من !

چه خوش است طعم عشق تو .

چه شور آفرین است نگاه عاشقانه تو .

چه تکان دهنده است توجه مهر آمیز تو.

چه شیرین است زندگی در کنار تو و در زیر سایه لطف تو .

چه لذت بخش است گرمای دست نوازش تو

خدای من !

چه آرامش هیجان انگیزی می بخشد نگریستن به چشمهای تو .

چه بی قراری آرامی است بر در خانه محبت تو .

محبوبم !

نه تنها از خویش مران که در کنارم گیر و دامنت را پناه جاودانه من ساز .

مرا از نزدیکترین عارفان و شایسته ترین بندگان و راستگوترین مطیعان و خالص ترین عبادت کنند گان و مخلص ترین روی به تو آورندگان قرار ده .

ای خلاق بزرگیها و ای آفریننده عظمت ها ! و ای در وجود آورنده رتبه های بلند !

ای عظیم ! ای جلیل ! ای بخشنده کرم و ای کرامت محض !

ای دست گیرنده و به مقصد رساننده !

تو را سوگند به رحمت و نعمت بی منتهایت که اجابت کن !

ای مهربانترین بخشندگان !

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۵:۱۲
بلاگ باقرالعلوم
يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۸ ب.ظ

یازدهم: مناجات نیازمندان‏

الحادى عَشرَ: «مُناجات المُفتقرینْ»

مناجات یازدهم: مناجات نیازمندان‏


اِلهى‏ کَسْرى‏ لا یَجْبُرُهُ اِلاَّ لُطْفُکَ وَحَنانُکَ، وَفَقْرى‏ لایُغْنیهِ اِلاَّ عَطْفُکَ وَاِحْسانُکَ،

خدایا شکست مرا جز لطف و مهر تو چیزى جبران نکند و نداریم را جز
توجه و احسان تو برطرف نسازد

وَرَوْعَتى‏ لا یُسَکِّنُها اِلاَّ اَمانُکَ، وَذِلَّتى‏ لا یُعِزُّهآ
اِلاَّ سُلْطانُکَ،

و هراس و وحشتم را جز امان تو آرام نکند و خواریم را جز
سلطنت تو به عزت مبدل نسازد

وَاُمْنِیَّتى‏ لا یُبَلِّغُنیهآ اِلاَّ فَضْلُکَ، وَخَلَّتى‏ لا یَسُدُّها اِلاَّ
طَوْلُکَ،

و جز فضل تو چیزى مرا به آرزویم نرساند و فقر و احتیاجم را جز احسان تو
پر نکند

وَحاجَتى‏ لا یَقْضیها غَیْرُکَ، وَکَرْبى‏ لا یُفَرِّجُهُ سِوى‏ رَحْمَتِکَ،


و حاجتم را جز تو برنیاورد و گره از گرفتاریم جز رحمت تو نگشاید و درماندگیم را
جز مهر تو برطرف نکند

وَضُرّى‏ لا یَکْشِفُهُ غَیْرُ رَاْفَتِکَ، وَغُلَّتى‏ لا یُبَرِّدُها اِلاَّ وَصْلُکَ،

و سوز دلم را جز وصل تو فرو ننشاند

وَلَوْعَتى‏ لا یُطْفیها اِلاَّ لِقآؤُکَ، وَشَوْقى‏ اِلَیْکَ لا یَبُلُّهُ اِلَّا النَّظَرُ اِلى‏
وَجْهِکَ،

و شعله درونم را جز لقاء تو خاموش نسازد و بر آتش اشتیاقم جز نظر به جلوه‏ات چیزى آب‏
نریزد

وَقَرارى‏ لا یَقِّرُّدُونَ دُنُوّى‏ مِنْکَ وَلَهْفَتى‏ لا یَرُدُّها اِلاَّ
رَوْحُکَ،

و قرارى ندارم جز در نزدیکى تو و حسرت و افسوسم را جز نسیم جانبخش رحمتت باز مگرداند

وَسُقْمى‏ لا یَشْفیهِ اِلاَّ طِبُّکَ، وَغَمّى‏ لا یُزیلُهُ اِلاَّ قُرْبُکَ،

و دردم را جز طبابت تو درمان نکند و اندوهم را جز قرب تو نزداید

وَجُرْحى‏ لا یُبْرِئُهُ اِلاَّ صَفْحُکَ، وَرَیْنُ قَلْبى‏ لا یَجْلُوهُ اِلاَّ عَفْوُکَ،

و زخمم را جز گذشت تو التیام نبخشد و زنگ دلم را جز عفو تو پاک نکند
و اندیشه ‏هاى‏
باطل درونم را جز فرمان تو برطرف نکند

وَوَسْواسُ صَدْرى‏ لا یُزیحُهُ اِلاَّ اَمْرُکَ فَیا مُنْتَهى‏ اَمَلِ الْأمِلینَ،

پس اى منتها آرزوى آرزومندان و اى سرحد
نهایى خواسته درخواست‏ کنندگان

وَیا غایَةَ سُؤْلِ السَّآئِلینَ، وَیا اَقْصى‏ طَلِبَةِ الطَّالِبینَ،

و اى آخرین مرحله مطلوب طلب کنندگان و اى بالاترین خواهش‏
خواهشمندان

وَیا اَعْلى‏ رَغْبَةِ الرَّاغِبینَ، وَیا وَلِىَّ الصَّالِحینَ وَیا اَمانَ الْخآئِفینَ،

و اى سرپرست شایستگان و اى امان بخش ترسناکان

وَیا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ، وَیا ذُخْرَ الْمُعْدِمینَ،

و اى اجابت کننده دعاى‏ درماندگان و اى ذخیره نداران

وَیا کَنْزَ الْبآئِسینَ، وَیا غِیاثَ‏ الْمُسْتَغیثینَ،

و اى گنج مستمندان و اى فریادرس‏ فریادخواهان

وَیا قاضِىَ حَوآئِجِ الْفُقَرآءِ وَالْمَساکینَ،

و اى برآرنده حاجات فقیران و بیچارگان

وَیا اَکرَمَ‏
الْأَکْرَمینَ، وَیا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ،

و اى بزرگوارترین‏
بزرگواران و اى مهربانترین مهربانان

لَکَ تَخَضُّعى‏ وَسُؤالى‏، وَاِلَیْکَ‏
تَضَرُّعى‏ وَابْتِهالى‏،

به درگاه تو است فروتنى و خواسته‏ ام و به سوى‏
تو است زارى و ناله ‏ام

اَسْئَلُکَ اَنْ تُنیلَنى‏ مِنْ رَوْحِ رِضْوانِکَ،


از تو خواهم که مرا به نسیم جانبخش خوشنودیت برسانى

وَتُدیمَ‏ عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِکَ وَها اَنَا بِبابِ کَرَمِکَ واقِفٌ،

و نعمتهایى را که‏ از روى امتنان به من دادى ادامه دهى و من هم اکنون به در خانه کرمت ایستاده

وَلِنَفَحاتِ بِرِّکَ‏ مُتَعَرِّضٌ، وَبِحَبْلِکَ الشَّدیدِ مُعْتَصِمٌ،

و خود را در معرض‏ وزش نسیم هاى رحمتت قرار داده

وَبِعُرْوَتِکَ الْوُثْقى‏ مُتَمَسِّکٌ، اِلهى‏ اِرْحَمْ‏ عَبْدَکَ الذَّلیلَ،

و به رشته محکمت چسبیده و به دستاویز محکمت چنگ زده‏ ام خدایا ترحم‏ کن به این بنده ذلیلت

ذَاالّلِسانِ الْکَلیلِ وَالْعَمَلِ الْقَلیلِ، وَامْنُنْ عَلَیْهِ بِطَوْلِکَ‏الْجَزیلِ،

که زبانش کُند و عملش اندک است و بر او بوسیله احسان‏

وَاکْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّکَ الظَّلیلِ یا کَریمُ یا جَمیلُ،

فراوانت منت بنه و او را در زیر سایه پایدارت بِبَر اى بزرگوار اى زیبابخش


یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

اى مهربانترین مهربانان


  یارب این دست نیاز و...

خدایا!

مرا به سوی تو وسیله ای جز رشته های رأفت تو نیست و سببی جز عرفان رحمت تو ، نه .

خدایا!

مرا به سوی تو کدامین راه است ، جز کوچه باغهای مهر تو ؟

مرا در گرداب سهمگین گناهانم کدامین ناجیست جز زورق شفاعت نبی تو ؟ پیامبر مهر آجین لطافت گستر ، آن کشتی نجات بخش امت ، از ورطه هولناک غمهای شکننده .

خدایا!

بی ماهتاب شفاعت رسول تو و جز در جاده پر وپیچ وتاب لطف تو چگونه گام به سوی تو می توان زد ؟

خدایا!

پایم فرسوده گناه و پشتم خسته بار معصیت است وابر ظلمانی انانیت ماهتاب مهر تو را حجاب گشته است و شفاعت محمد «ص» را دشوار کرده است .

خدایا!

توفیق طاعت وبعد معصیت آنچنانم عطا کن که تا قله شفاعت محمد «ص» صعود توانم کرد و تا گذرگاه نسیم غفران تو توانم رسید .

خدایا!

من مغروق در گرداب گناه به مأمن رضایتت جز با توان دستهای بخشش تو نتوانم رسید .

خدایا!

زائران امید من برگرد حرم تو طواف می کنند و رائدان اشتیاق من در جستجوی بستان لطف تو هستند .

خدایا!

پرندگان طمع من بر گرد آستان جود تو می گردند .

خدایا!

گلدان آرزوهای مرا به خشکی منشان ونردبان امید را از زیر پای دلم مکشان و تا پایان این راه بی پایان ، مرا به خود مگذار و دست بگیر .

خدایا!

مرا از خاصان ابرار و نیکان اخیار و برگزیدگان ابدالت قرار ده که جز جنت عدن برایشان نپسندی وجز در بلندای « عند ملیک مقتدر » شان ننشاندی و صاعقه نگاهت را بر جانشان زدی و در زیر نم نم باران « الی ربها ناظره » طراوتشان بخشیدی و از میوه های « رضی الله » شان ودر زیر پایشان جویهای « رضوعنه » روان کردی و بر پشتی منزل صدق در نهانخانه کنارت اتکایشان دادی .

ای کریم ترین برای حاجتمندان وای مهربانترین برای قاصدان ، ای مونس ترین بی کسان وتنهایان و ای مأمن ترین برای آوارگان و ای گرمترین آغوش برای واماندگان و ی پرقدرت و مهرترین دست برای مستمندان !

من دست نیاز و واماندگی وحیرانی به دامان صمدیت وجبروت وسبحانی تو آویخته ام ، دستم را به تازیانه حرمان میازار و به خنجر یأس کوتاه مکن . ای تمامت وجود تو گوش شنیدن وای تمامت آغوش تو گرمای اجابت کردن !

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۸
بلاگ باقرالعلوم
يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۴ ب.ظ

دهم: مناجات توسل جویان


مناجات دهم: مناجات توسل جویان


اِلهى‏ لَیْسَ لى‏ وَسیلَةٌ اِلَیْکَ اِلاَّ عَواطِفُ رَاْفَتِکَ، وَلا لى‏ ذَریعَةٌاِلَیْکَ اِلاَّ عَوارِفُ رَحْمَتِکَ،

خدایا وسیله ‏اى به درگاهت ندارم جز عواطف مهرت و به سویت دست‏ آویزى ندارم‏

جز آنچه معروف است از رحمتت

وَشَفاعَةُ نَبِیِّکَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، وَمُنْقِذِ الْأُمَّةِ
مِنَ الْغُمَّةِ،

و شفاعت پیامبرت پیامبر رحمت و نجات ده امت‏
از غم و اندوه

فَاجْعَلْهُما لى‏ سَبَباً اِلى‏ نَیْلِ غُفْرانِکَ وَصَیِّرْهُما لى‏ وُصْلَةً
اِلىَ الْفَوْزِ بِرِضْوانِکَ،

پس اى خدا همان دو را وسیله رسیدنم به آمرزشت قرار ده و سببى براى رسیدنم‏
به سعادت خوشنودیت گردان

وَقَدْ حَلَّ رَجآئى‏ بِحَرَمِ کَرَمِکَ وَحَطَّ طَمَعى‏

زیرا که بار امیدم در حریم کرمت فرود آمده و مرکب طمعم به‏
آستانه جود تو زانو زده

بِفِنآءِ جُودِکَ، فَحَقِّقْ فیکَ اَمَلى‏، وَاخْتِمْ بِالْخَیْرِ عَمَلى‏،

پس اى خدا به آرزوى من جامه عمل پوشان و پایان کارم را بخیر گردان

وَاجْعَلْنى‏ مِنْ‏ صَفْوَتِکَ الَّذینَ اَحْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَةَ جنَّتِکَ، وَبوَّأْتَهُمْ دارَ کَرامَتِکَ،

و
در زمره آن دسته از برگزیدگانت قرارم ده که در وسط بهشتت فرودشان آوردى
و در خانه بزرگوارى خویش جاشان دادى‏

وَاَقْرَرْتَ اَعْیُنَهُمْ بِالنَّظَرِ اِلَیْکَ یَوْمَ لِقآئِکَ،


و دیده آنها را در روز دیدار به همان نظر کردنشان بسویت روشن کردى

وَاَوْرَثْتَهُمْ مَنازِلَ الصِّدْقِ‏
فى‏ جِوارِکَ،

و جایگاههاى راستى را در جوار خویش بدیشان‏
سپردى

یا مَنْ لا یَفِدُ الْوافِدُونَ عَلى‏ اَکْرَمَ مِنْهُ، وَلا یَجِدُ الْقاصِدُونَ‏
اَرْحَمَ مِنْهُ،

اى که واردین بر کریمتر از او وارد نشوند و قاصدان مهربان تر
از او نیابند

یا خَیْرَ مَنْ خَلا بِهِ وَحیدٌ، وَیا اَعْطَفَ مَنْ اَوى‏ اِلَیْهِ طَریدٌ


اى بهترین کسى که شخص در تنهایى با او خلوت کند
و اى مهربانترین کسى که شخص آواره به درگاهش‏
جا و مسکن گیرد

اِلى‏ سَعَةِ عَفْوِکَ مَدَدْتُ یَدى‏، وَبِذَیْلِ کَرَمِکَ اَعْلَقْتُ کَفّى‏، فَلا تُولِنِى الْحِرْمانَ

به سوى عفو وسیعت دست (نیاز) دراز کرده و به ذیل کرم تو چنگ (حاجت) انداخته‏ ام پس مرا محروم‏
برمگردان

وَلا تُبْلِنى‏ بِالْخَیْبَةِ وَالْخُسْرانِ، یا سَمیعَ الدٌّعآءِ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.


و به زیان و خسران دچارم مساز اى شنواى دعا اى مهربانترین مهربانان‏


بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

به رحمتت اى مهربانترین مهربانان


با دستهای تهی از طاعت

خدوندا !

این دل شکسته را جز دستهای مهربان تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی ، نه .

خدایا!

این قامت خمیده جز به شوق دیدار تو راست نمی شود واین تنهای غریب جز در خانه تو هر آنچه خواست نمی شود .

خدایا!

این قلب هراسناک و لرزان جز در دستهای تو آرام نمی گیرد و این خود زبون و خفت کشیده ، بی توجه عزیزانه تو سبقت از هر چه پخته وخام نمی گیرد .

خدای من !

این دانه به خاک نشسته را بی آب وآفتاب تو کجا سرشکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن ؟

خدایا!

این شکاف تنهایی را جز چشمه سار جاودان مهر تو پر نمی کند و غنچه حوائجم بی باغبانی تو شکفته نمی شود و بار اندوه از چهره غمزده ام جز باران رحمت تو نمی شوید و سموم نفسم را جز تریاق رأفت تو درمان نمی کند .

خدایا!

این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند .

خدایا!

دلی که مسیر عمر را در کویر هجران تو طی کرده ، چسان به غیر سبزه زار لقاء تو راضی شود ؟

چشمی که جز به افق انتظار تو دوخته نشده و دور دستها را در پی سایه محو دیدار تو کاویده ، چگونه جز وصل تو را بپذیرد ؟

و پایی که هر قدم توان از تو گرفته و با سنگ و خار و خاشاک به شوق تو آویخته ، به چه امید در دیار غیر رحل اقامت افکند ؟

خدایا!

دلی که عمری به دنبال تو گشته ، مگر جز در میان دستهای تو قرار می گیرد ؟

خدایا!

اشک اضطرار مرا چه چیز جز دستهای پاسخ تو خواهد سترد ؟ واین قلب درد آغشته از فراقت را چه چیز جز نسیم مهر تو جان خواهد بخشید ؟

خدایا!

تب سوزنده عشق به تو را چه درمان خواهد کرد جز دیدار تو ؟ وزخم عمیق وکاری گناه را بر جای جای روح دردمندم چه چیز جز غفران تو التیام خواهد بخشید ؟

خدایا!

زنگار گناه از آینه دل چه چیز جز غفران عفو تو خواهد زدود ؟

خدایا!

این هرزه گیاههای وسوسه شیطانی مگر جز با داس قدرت تو وجین می شوند ؟

خدای من !

تنها دست توست که می تواند قلب تأثیر پذیر مرا از شر خواسته های نفس خلاص گرداند وتنها دم خداوندی توست که می تواند این دل را که در زیر پنجه های هوای نفس به حالت اغماء افتاده است ، نجات دهد .

ای نهایت آرزوی آرزومندان ! و ای غایت پاسخ سائلان ! و ای دورترین مقصود نیازمندان ! ای بلندترین اشتیاق مشتاقان ! و ای غمخوار درستکاران ! و ای کلبه ایمنی از بلای به تو پناه آورندگان ! و ای پاسخ دهنده دعوت درماندگان ! و ای داروی دردمندان ! وای اندوخته فقیران !

ای گنجینه بینوایان و ای فریاد رس ناله کنندگان ! و ای برآرنده حاجات فقیران ومسکینان ! و ای کریم ترین کریمان! ای مهربانترین مهربانان ! و ای رحیم ترین بخشندگان ! و ای عطوف ترین محبت کنندگان !

ای هر چه جوی مهر از چشمه رأفت تو ! و ای هر چه ابر از دریای رحمت تو !

ای پیشه ات کارسازی و اندیشه ات بنده نوازی !

روی من تنها به تو باز است و دستم تنها به سوی تو دراز .

ضجه های من تنها در پیش توست و سجود من فقط در پیشگاه تو .

خدایا!

من در پیش چه کسی جز تو به خاک افتاده ام ؟ و کدام سحوری را جز در خانه تو کوبیده ام ؟

خدایا!

در این گرمای سو زان کویر گناه ، نسیم جان بخش رضایتت را از من دریغ مدار و از ابر آبستن نعمت هایت بر من مستدام ببار .

خداوندا!

من اینک امید از هر چه غیر تو بریده ام و بر در خانه تو به تضرع ایستاده ام .

خدای من !

مرا از تو چشم یاری هست و همو مرا بدینجا آورده است.

اینجا ! که نگاه اکرام تو بر جثه نحیف من افتد و دست انعام تو از ورای سر افتاده من بگذرد .

اینجا که گرد گامهای تو بر صورت خسته من نشیند و بوی بهار تو در مشام درختان به خشکی گراییده من بپیچد.

خدای من !

در این ناامنی و وانفسا ، من تنها به ریسمان سخت تو چنگ زده ام و تنها به دستاویز امن تو آویخته ام .

خدایا!

من تنها دست به تو داده ام وهر روزنی جز روزن منتهی به تو را مسدود کرده ام .

خدایا!

بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد ، رحم کن .

بنده ای که نه آن دارد که به تو بنماید و نه زبان آنکه از تو عذر بخواهد .

بنده ای که دستش تهی از طاعت و پشتش خسته معصیت است

خدایا!

می شود که چنین بنده ای را دست محبت بر سرش کشی ؟ وسایه خدایی بر سرش بگستری ؟ وجز این نمی شود .

بنده به کجا بگریزد که امتداد شاخه های بینهایت کرم تو سایه نینداخته باشد ؟

ای زیبای عاشق زیبایی ! ای دلربای زیبا آفرین ! ای دریای بی منتهای بخشش !

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۴
بلاگ باقرالعلوم
جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۶ ب.ظ

نهم: مناجات دوستان‏

المناجات التّاسعة: «مُناجات المُحبیّن»
مناجات نهم: مناجات دوستان


اِلهى‏ مَنْ ذَاالَّذى‏ ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنْکَ بَدَلاً،

خدایا نیست که شیرینى محبت تو را چشیده باشد
و جز تو آهنگ دیگرى را بکند

وَمَنْ ذَاالَّذى‏ اَنِسَ بِقُرْبِکَ فَابْتَغى‏ عَنْکَ حِوَلاً،


و کیست که به مقام‏ قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد


اِلهى‏ فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَیْتَهُ‏ لِقُرْبِکَ وَوِلایَتِکَ،
خدایا قرار ده ما را از زمره کسانى ‏که‏ براى قرب و دوستیت برگزیده ‏اى


وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّکَ وَمَحَبَّتِکَ، وَشَوَّقْتَهُ اِلى‏ لِقآئِکَ،

و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به دیدارت شائقش کرده

وَرَضَّیْتَهُ بِقَضآئِکَ، وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى‏ وَجْهِکَ،

و به قضا و قدرت راضیش ساخته و به دیدن رویت به او نعمت بخشیده

وَحَبَوْتَهُ بِرِضاکَ، وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِکَ وَقِلاکَ،


و به خوشنودى خویش مخصوصش گردانده‏ و از غم هجران و فراقت پناهش داده


وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى‏ جِوارِکَ،وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِکَ،


و در جایگاه راستى در جوار خویش جایش داده و به معرفت خویش مخصوصش کرده

وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِکَ، وَهَیَّمْتَ قَلْبَهُ لِإِرادَتِکَ،

و براى پرستش و عبادتت او را لایق کردى و در ارادت خویش دل شیدایش کردى‏

وَاجْتَبَیْتَهُ لِمُشاهَدَتِکَ، وَاَخْلَیْتَ وَجْهَهُ لَکَ،

و براى مشاهده جمالت انتخابش کردى و رویش را براى خودت از اغیار خالى کردى

وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّکَ، وَرَغَّبْتَهُ فیما عِنْدَکَ،

و دلش را براى محبت خویش فارغ کردى‏ و تنها بدانچه نزد تو است راغبش کردى

وَاَلْهَمْتَهُ ذِکْرَکَ، وَاَوْزَعْتَهُ شُکْرَکَ،

و ذکر خویش را بدو الهام کردى و سپاسگزاریت را بدون نصیب کردى‏

وَشَغَلْتَهُ‏ بِطاعَتِکَ وَصَیَّرْتَهُ مِنْ صالِحى‏ بَرِیَّتِکَ،


و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شایسته ‏ات گرداندى

وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِکَ، وَقَطَعْتَ عَنْهُ کُلَّشَىْ‏ءٍ یَقْطَعُهُ عَنْکَ،

و براى مناجات خویش انتخابش کردى‏ و بریدى از او هر چه را که موجب بریدنش از تو گردد

اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَالْحَنینُ،

خدایا قرار ده ما را از کسانى ‏که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است

وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ لِعَظَمَتِکَ،


و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده


وَعُیُونُهُمْ ساهِرَةٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَدُمُوعُهُمْ سآئِلَةٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ،

و از دیدگانشان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشکشان ازترس تو ریزان

وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِکَ،

و دلهاشان به محبتت آویزان و قلبهاشان از هیبتت از جا کنده شده است‏


یا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لِأَبْصارِ مُحِبّیهِ رآئِقَةٌ، وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ‏ عارِفیهِ شآئِفَةٌ،


اى که انوار قدسش براى دیدگان دوستانش در کمال درخشندگى است و پرتوافکنیهاى جمالش براى قلوب‏

یا مُنى‏ قُلُوبِ الْمُشْتاقینَ وَیا غایَةَ امالِ الْمُحِبّینَ،

عارفان زداینده (چرکیها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان‏

اَسْئَلُکَ حُبَّکَ وَحُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَحُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یُوصِلُنى‏ اِلى‏ قُرْبِکَ،


از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى که مرا به قرب تو واصل گرداند

وَاَنْ تَجْعَلَکَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمَّا سِواکَ،


و تو را در پیش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد

وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى‏ اِیَّاکَ قآئِداً اِلى‏ رِضْوانِکَ،

و از تو خواهم که دوستیم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا مرا به رضوانت بکشاند

وَشَوْقى‏ اِلَیْکَ ذائِداً عَنْ عِصْیانِکَ،

و اشتیاقم را به سویت چنان کنى که بازدارنده از نافرمانیت باشد

وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَیْکَ‏ عَلَىَّ،

و بر من منت نِه به اینکه بر من توجهى‏ فرمایى

وَانْظُرْ بِعَیْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ، وَلا تَصْرِفْ عَنّى‏ وَجْهَکَ،

و با دیده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى‏

وَاجْعَلْنى‏ مِنْ اَهْلِ الْاِسْعادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَکَ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

و مرا از جمله سعادتمندان و بهره‏مندان نزد خود قرار دهى


یامُجیبُیا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

اى پاسخ دهنده اى مهربانترین مهربانان‏


در کوی عشق

خداوندا!

کیست که ساغر محبت از دست تو نوش کرد وحلقه بندگی دیگری در گوش کرد ؟!

کدامین نرگس ، پای نیاز در چشمه تو شست و چشم شیفتگی به تو ندوخت ؟

خدایا!

کدامین کهکشان بر گرد تو گشت و واله وحیران تو نگشت ؟

عزیزا!

کدا مین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرود آورد و جاذبه مهر تو دید و به برکه گریخت ؟

معشوقا !

کدامین انسان پیشانی عشق بر خاک ربوبیت تو سائید وشیرینی تو چشید ودل به دیگری سپرد ؟

دلبرا!

کدامین پروانه ، شعله های ملتهب جمال تو دید و به ظلمت پناه برد ؟

امیدا!

کدامین یوسف به عشق رویای تو آواره نگشت ؟ کدامین یوسف در زیر سر پناه تو به زلیخا پناه داد ؟

شاهدا!

کدامین موسی در کوره طور گداخته شد و حضور رقیب تو را دوام آورد ؟

ربا!

کدامین مریم کلامی با تو گفت و لب از صحبت دیگران ننهفت ؟

شور آفرینا!

کدامین محمد در حرا صدای تو شنید ونلرزید ؟

خداوندا!

گیاه به خشکی گرائیده ما را در جوار جویبار جاری خودت قرار ده و از زلال محبت خویش سیرابمان کن.

خدایا!

ما که دل از دنیا وما فیها کنده ایم ودل به غیر تو نسپرده ام ، درونمان را در کوره ود ّ ومهر خویش خالص گردان .

خدایا!

ما را از آن دسته از بندگانت قرار ده که پرنده اشتیاقشان را در آسمان آبی لقاء خودت رخصت پرواز دادی و ماهی رضایتشان را در دریای قضاء خودت پروراندی ، آنانکه زنگار هر چه غیر از آیینه دلشان زدودی تا آنجا که رخسار تو به تمامه در قلبهای خویش به تماشا نشستند.

آنکه در طاقچه رضایتشان نشاندی و اشک هجران خودت را از مژگانشان چیدی وغبار دوریت را با دستهای مهر آغشته ات از چهره شان پاک کردی و در چمنهای سبز صداقت در جوار درخت خویش جایشان دادی وظرفیت نوشیدن از چشمه عبادتت را اعطایشان کردی .

خدایا!

ما را از آن بندگانت قرار ده که در دود آتش عشقی که تو در خرمنشان افکندی ، تصویر روشن تو را دیدند و خانه دل برای ورود تو از اغیار تهی کردند .

آنانکه در فضای خلوصشان جز بوی گل مریم تو نپیچید ودر برکه چشمشان جز نیلوفر آبی تو نرویید، آنانکه بودشان را جز در سجود سپاس تو ندیدند.

آنانکه سینه هایشان مملو از هوای طاعت توست ، آنانکه اسوه های خلایقند واوج ترین پرواز ها در آسمان تو خاص آنان است .

آنانکه تو طالب مناجاتشان وخریدار راز ونیازشان هستی .

آنانکه باغچه های دلشان را تو خود وجین می کنی وشاخه های نابجا را از گلدانشان _ که رشد به سوی تو را خدشه دار کند _ تو خود می بری .

خدایا!

ما را از آنان قرار ده که دلهای حزین غمگینشان با دیدار تو شاد می شود و غنچه های درهم و دردآلوده زندگیشان با آفتاب روی تو گشاده .

آنانکه پیشانیشان سجده گاه عظمت توست وچشمانشان بی خواب خدمت تو واشکهایشان روان خشیت تو وقلبهایشان متعلق محبت تو و دلهاشان لرزان مهابت تو.

ای آنکه ماهتاب رخسار تو روشنایی راه و زیبایی نگاه عاشقان توست .

ای آنکه تنزه جمالت دلهای عارفان را جلای اشتیاق می بخشد .

ای آرزوی دلهای آرزومندان و ای اشتیاق مشتاقان و ای امید امیدواران و ای عشق عاشقان و ای غایت شیفتگان و ای نهایت والگان و ای درد دردمندان !

آتش عشقت را در خرمن وجودم بیفکن ، تخم دوست داشتنت را در گلدان دلم بکار ، سبزینه محبتت را در برگهای به زردی گرائیده وجودم بدوان .

دلم را داغ عشقی بر جبین نه زبانم را بیانی آتشین ده .

خدایا!

من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند .

خدایا!

عشقت را در دلم انداز وعشق به اولیائت را وعشق به جاده منتهی به سوی تو را وعشق به علامات راهنمای به سوی تو و عشق به زائران تو را و عشق به رائدان راه تو را.

خدایا!

همزمان با رشد گیاه محبتت در باغچه دلم ، هرچه هرزه گیاه محبت دیگران را بسوزان .

خدایا!

مرا پایی ده که فقط به در خانه تو توانم آمد ودستی که فقط سحوری در خانه تو توانم کوفت .

خدایا!

مرا چشمی ده که فقط گریان تو باشد وسینه ای که فقط سوزان تو .

به من نگاهی ده که جز روی تو نتواند دید و گوشی که جز صدای تو نتواند شنید .

خدایا!

خودت را معشوق ترین من قرار بده و مرا عاشق ترین خویش .

خدایا!

مباد که چشمه محبت من به برکه های گل آلود دیگران بریزد .

خدایا!

چشم جویبارک عشق مرا به تماشای دریایت روشنی ده .

مباد که دل من اسیر جز تو شود و پیشانی قلبم بر خاک محبت دیگری بساید .

خدایا!

مباد که عندلیب دلم غزلخوان بستانی دیگر گردد.

خدایا!

مرغ دلم در دام توست ، مباد که یاد آشیان کند .

خدایا!

نکند که روی از من بتابی و نشود که نگاه حیرانم را منتظر بگذاری .

خدایا!

مرا شایستگی بهره مندی از کنارت بخش .

ای پاسخ دهنده وای اجابت کننده ، ای گل بخشش دیگران از گلزار تو ، ای باغبان رحمت

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۶
بلاگ باقرالعلوم
جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۲ ب.ظ

هشتم: مناجات اهل ارادت

المناجات الثّامِنة: «مُناجات المُریدین»
مناجات هشتم: مناجات اهل ارادت


سُبْحانَکَ ما اَضْیَقَ الْطُّرُقَ عَلى‏ مَنْ لَمْ تَکُنْ دَلیلَهُ،

منزهى تو! چه اندازه تنگ است راهها بر کسى ‏که توأش رهنمون نباشى

وَما اَوْضَحَ الْحَقَ‏
عِنْدَ مَنْ هَدَیْتَهُ سَبیلَهُ،

و چه اندازه حقیقت روشن است‏ براى کسیکه تو راهش را نشانش داده

اِلهى‏ فَاسْلُکْ بِنا سُبُلَ الْوُصُولِ اِلَیْکَ،

‏اى خدایا پس ما را به راههاى رسیدن به درگاهت بدار

وَسَیِّرْنا فى‏ اَقْرَبِ الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَیْکَ، قَرِّبْ عَلَیْنَا الْبَعیدَ،

و از
نزدیکترین راهى که به تو رسند ما را ببَر دور را بر ما نزدیک گردان

وَسَهِّلْ عَلَیْنَا الْعَسیرَ الشَّدیدَ، وَاَلْحِقْنا بِعِبادِکَ الَّذینَ هُمْ بِالْبِدارِ اِلَیْکَ یُسارِعوُنَ،

و راههاى سخت و
و دشوار را بر ما آسان و هموار ساز و ملحقمان دار
به آن بندگانت که در پیشى گرفتن به سویت شتاب کنند

وَبابَکَ عَلَى الدَّوامِ یَطْرُقُونَ، وَاِیَّاکَ فِى اللَّیْلِ وَالنَّهارِ یَعْبُدُونَ،

و یکسره بطور مداوم در خانه‏ات را مى ‏کوبند و در شب و روز تو را پرستش کنند

وَهُمْ‏ مِنْ هَیْبَتِکَ مُشْفِقُونَ، الَّذینَ صَفَّیْتَ لَهُمُ الْمَشارِبَ، وَبَلَّغْتَهُمُ‏ الرَّغآئِبَ،

و آنها از هیبتت ترسانند آنانکه آبخورشان را پاک کردى و بخواسته‏ هایشان رسانیدى‏

وَاَنْجَحْتَ لَهُمُ الْمَطالِبَ، وَقَضَیْتَ لَهُمْ مِنْ فَضْلِکَ الْمَأرِبَ،


و به دادن آنچه جویایش بودند کامرواشان ساختى و حاجتهاشان را از فضل خویش برآوردى‏

وَمَلَأْتَ لَهُمْ ضَمآئِرَهُمْ مِنْ حُبِّکَ، وَرَوَّیْتَهُمْ مِنْ صافى‏ شِرْبِکَ،

و دلهاشان را سرشار از دوستى خویش کردى و از آب زلال معرفتت سیرابشان کردى

فَبِکَ‏ اِلى‏ لَذیذِ مُناجاتِکَ وَصَلُوا، وَمِنْکَ اَقْصى‏ مَقاصِدِهِمْ حَصَّلُوا،

پس بوسیله‏ تو به لذت مناجاتت نائل گشتند و از ناحیه تو بالاترین مقاصدشان را بدست آوردند

فَیا مَنْ‏ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلینَ عَلَیْهِ مُقْبِلٌ، وَبِالْعَطْفِ عَلَیْهِمْ عآئِدٌ مُفْضِلٌ،

پس اى‏
کسى که بر آنانکه به سویش رو کنند رو آورى و با توجه بدانها مهرورزى و نعمت بخشى

وَبِالْغافِلینَ عَنْ ذِکْرِهِ رَحیمٌ رَؤُفٌ،

و اى آنکه نسبت به‏ بى‏ خبران و غافلان از ذکر خود رحیم و مهربانى

وَبِجَذْبِهِمْ اِلى‏ بابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ،

و با جلب آنان به درگاهت دوستدار و مهرورزى از تو

اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَنى‏ مِنْ اَوْفَرِهِمْ مِنْکَ حَظّاً، وَاَعْلاهُمْ عِنْدَکَ مَنْزِلاً،


خواهم از کسانى قرارم دهى که بهره بیشترى از تو دریافت داشته و مرتبه والاترى را حائز گشته‏

وَاَجْزَلِهِمْ مِنْ وُدِّکَ قِسْماً، وَاَفْضَلِهِمْ فى‏ مَعْرِفَتِکَ نَصیباً،

و از دوستیت نصیب بیشترى عایدش شده و در معرفتت سهم زیادترى بهره ‏اش داده ‏اند

فَقَدِ انْقَطَعَتْ‏ اِلَیْکَ هِمَّتى‏، وَانْصَرَفَتْ نَحْوَکَ رَغْبَتى‏،

زیرا که توجه من از همه جا بسوى تو منقطع شده و اراده و آرزویم به جانب تو گشته است


فَاَنْتَ لا غَیْرُکَ مُرادى‏، وَلَکَ‏لا لِسِواکَ سَهَرى‏ وَسُهارى‏،

پس مراد من تنها تویى نه دیگرى‏
و شب‏ زنده‏ دارى و بى‏ خوابیم فقط بخاطر تو است نه غیرتو

وَلِقآؤُکَ قُرَّةُ عَیْنى‏، وَوَصْلُکَ مُنى‏نَفْسى‏، وَاِلَیْکَ شَوْقى‏،

و دیدارت نور چشم من است و وصل تو
آرزوى جان من و بسوى تو است اشتیاقم

وَفى‏ مَحَبَّتِکَ وَلَهى‏، وَاِلى‏ هَواکَ صَبابَتى‏،

و در وادى محبت تو سرگشته‏ ام، و در هواى تو است دلدادگیم‏

وَرِضاکَ بُغْیَتى‏، وَ رُؤْیَتُکَ حاجَتى‏، وَجِوارُکَ طَلَبى‏،


و خوشنودى تو است مقصودم و دیدار تو است حاجت من و نعمت جوارت مطلوب من است

وَقُرْبُکَ غایَةُ سُؤْلى‏، وَفى‏ مُناجاتِکَ رَوْحى‏ وَراحَتى‏،

نزدیکى و قرب به تو منتهاى‏
خواسته من است و در مناجات با تو است خوشى و راحتیم

وَعِنْدَکَ دَوآءُ عِلَّتى‏، وَشِفآءُ غُلَّتى‏، وَبَرْدُ لَوْعَتى‏،

و پیش تو است داروى دردم و شفاى‏ جگر سوخته‏ام و تسکین حرارت دلم
وَکَشْفُ کُرْبَتى‏، فَکُنْ اَنیسى‏ فى‏ وَحْشَتى‏،

و برطرف شدن دشواریم پس اى خدا بوده باش تو انیس و همدمم در حال وحشتم

وَمُقیلَ‏ عَثْرَتى‏، وَغافِرَ زَلَّتى‏، وَقابِلَ تَوْبَتى‏، وَمُجیبَ دَعْوَتى‏،

و گذرنده‏ از لغزشم و آمرزنده گناهم و پذیرنده توبه‏ام و اجابت کننده دعایم

وَوَلِىَ‏ عِصْمَتى‏ وَمُغْنِىَ فاقَتى‏، وَلا تَقْطَعْنى‏ عَنْکَ،

و سرپرست‏
نگهداریم و توانگرى ده از نداریم و مرا از خویش جدایم مکن

وَلا تُبْعِدْنى‏ مِنْکَ، یا نَعیمى‏ وَجَنَّتى‏، وَیا دُنْیاىَ وَآخِرَتى‏

و از درگاهت دورم منما اى‏
تو نعیم و جنت من و اى دنیا وآخرتم

یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

اى مهربانترین مهربانان‏


نقبی به سرای اجابت

خدایا!

چه تنگ و تیره و تاریک است ، راهی که دلالت تو در آن نیست وچه روشن وحقیقت نما و منیر ، راهی که هدایت تو در آن است.

خدایا!

در آن دلی که لطف حضور تو نیست ، از هر چه عشق وخوبی ولطف خالیست .

خدایا!

در جاده ای که نسیم عنایت تو نمی ورزد و ماهتاب رحمت تو نمی تابد ، کدام دل راه به حقیقت تو می برد ؟

خدایا!

ما را از ظلمات راههای ضلالت نجات بخش و به روشنای طریق هدایت خویش راهنمایی کن .

خدایا!

راههای منتهی به تو به تعداد نفوس آدمیست ، بینهایت است . الطریق الیک بعدد انفاس الخلائق ، ما را از نزدیکترین راه به خویش برسان .

خدایا!

راههای صعب العبور وپر پیچ وخمت را به ما منمایان .

دشواری فراز و نشیبهای راهت را آسان بگردان وما را در واحه های وحشت و یأس سر مگردان .

خدایا!

راه میانبر قرب به خویش را بر ما هویدا ساز و به آن دسته از بندگانت ملحقمان کن که در راه نیل به تو از یکدیگر پیشی می گیرند و دست از سحوری در خانه تو برنمی دارند و شب و روز به تو مشغولند و دلهاشان هر لحظه بیمناک هیبت توست .

ما را به بندگانی ملحق کن که در آسمان خاطرشان جز پرنده یاد تو پرواز نمی کند و در گلستان دلشان جز گل هوای تو پر باز نمی کند ، به آنان که سر بندگی جز به پیشگاه تو نمی سایند ودست محبت جز به تو نمی سپارند .

به آنان که از زلال چشمه ات نوشاندی ولباس اشتیاق خود بر تنشان پوشاندی وبر گیاه آرزوهاشان باران اجابت افشاندی ودر مزرعه دلهاشان جز خرمن مهر خودت سوزاندی ودر جنگل تفکرشان جز غزال یاد خودت رماندی وبلندترین درختان مقاصدشان را در وسعت خودت رویاندی وبه اوج لذتشان از مناجاتت رساندی .

ای آنکه هر که رو به سوی تو کند ، چشم به او می دوزی و به هر که دلش هوای تو کند ، دل می بندی وبه سری که سودای تو داشته باشد ، سر می کشی .

ای که بیدارانت را انیس می شوی وبه خواب رفتگانت را جلیس .

ای که بر سر زندگانت دست محبت می کشی وبر چشم مردگانت سرمه حیات وملاطفت .

ای که به عاشقانت دل مجالست می بخشی وبه غافلانت پای مراقبت وبه گریزندگانت روی مراجعت .

خدایا!

دست و دامن مرا گنجایش بیشتری از میوه های درخت معرفتت عنایت کن .

خدایا!

تو که مرا فرا خوانده ای ، تو که زاری مرا نقبی به خانه اجابتت زده ای ، تو که مرا به درون پذیرفته ای ، به خودت سوگند که تشنه محبتم ، مرا در کنار خویش بنشان واز رحمت خویش جرعه ایم بنوشان .

تو که مرا به خانه راه داده ای ، به صندوق خانه ببر و از حقایق ناگفته ودرهای ناسفته گوهری به من بنمایان .

خدایا!

مرا جز به تو امیدی نیست وجز به سوی تو رغبتی نه .

خدایا!

جز تو مرا معشوقی ، مرشدی ومرادی نیست وبیداری لحظه هایم وزنده داری شب هایم مگر برای کیست ؟!

خدایا!

این چشمان خسته وبه خاک نشسته من ، تنها به دیدار توست که روشنی می یابد وغنچه آرزوی دلم تنها به آفتاب وصل توست که می خندد و قلبم تنها به عشق تو می طپد و خونم به اشتیاق تو در رگها می دود و نیلوفر وجودم با تکیه بر درخت تو رشد می کند و بالا می رود که میوه های رضایت تو را بو کند .

بی راز ونیاز با چشمه مناجات تو چگونه به برگ بنشیند و بی تمنا ی روی تو چگونه سبزی بگیرد و بی باغبانی تو چگونه زنده بماند ؟!

خدایا!

چشم نیلوفر من به آسمان قرب تو دوخته است وشبنم گلبرگهای من به عشق تو تبخیر می شود .

خدایا!

تو مر پویندگان را فرقانی و مر گمراهان را برهانی و مر افتادگان را توانی و مر عاشقان را نشانی . تو عین وصل وهجرانی ، تو آتش وگلستانی ، تو باغ و باغبانی ، تو جبار و رحمانی ، تو درد و درمانی ، تو شادی وحرمانی،تو آشکار و نهانی ، تو روحی ، تو جانی .

چه گویم ؟ تو اینی ، تو آنی ، چنینی ، چنانی ؟

هر آن را که وصف ناید تو برتر از آنی ...

خدایا!

وحشتم را جز تو مونسی نیست ، همدمم باش ،

ولغزش وعثرتم را جز تو دستگیرنده ای نه ، همرهم باش .

گناه ذلتم را جز تو بخشنده ای نیست ، درگذر ،

وبازگشت و رجعتم را جز تو پذیرنده ای نه ، در نگر .

خدایا!

فریاد دعوتم را جز تو پاسخگویی نیست ، راهم ده ،

وعصمتم را جز تو سرپرستی نه ، پناهم ده .

فقر وفاقتم را جز تو دارنده ای نیست ، دست گیر ،

وکوله بار خالیم را جز تو داننده ای نیست ، هر آنچه هست گیر.

خدایا!

دستم را از دامن مهرت کوتاه مگردان و مرا از خویش مران که امید من جز به تو نیست و مرا جز تو نیست ، ای بهشت ونعمت من ، ای دنیا وآخرت من ، ای مهربانی محض .

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۲
بلاگ باقرالعلوم
جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۰ ب.ظ

هفتم: مناجات فرمانبرداران خدا

اَللّهُمَّ اَلْهِمْنا طاعَتَکَ وَجَنِّبْنا مَعْصِیَتَکَ وَیَسِّرْ لَنا بُلُوغَ ما نَتَمَنّى مِنْاِبْتِغاَّءِ رِضْوانِکَ

خدایا طاعتت را بر ما الهام کن و از نافرمانیت ما را دور کن و آسان کن بر ما
راه رسیدن بدانچه
آرزومندیم از تحصیل آنچه موجب خوشنودى تو است

وَاَحْلِلْنا بُحْبُوحَةَ جِنانِکَ وَاقْشَعْ عَنْ بَصاَّئِرِنا

و ما را در وسط بهشت هایت جاى دهو پراکنده ساز از پیش دیدگان ما

سَحابَ الاِْرْتِیابِ وَاکْشِفْ عَنْ قُلُوبِنا اَغْشِیَةَ الْمِرْیَةِ وَالْحِجابِ

ابرهاى شک و شبهه را و بردار از دلهاى ما پرده هاى تردید و تاریکى را


وَاَزْهِقِ الْباطِلَ عَنْ ضَماَّئِرِنا وَاَثْبِتِ الْحَقَّ فى سَراَّئِرِنا

و دور کن باطل را از نهاد ما و پابرجا کن حق را در درون ما

فَاِنَّ الشُّکوُکَ وَالظُّنُونَ لَواقِحُ الْفِتَنِ وَمُکَدِّرَةٌ لِصَفْوِ الْمَنایِحِ وَالْمِنَنِ

زیرا اینشک و تردیدها و گمانها فتنه انگیز و تیره کننده عطاها و بخششهاى زلال و صافى است

اَللّهُمَّ احْمِلْنا فى سُفُنِ نَجاتِکَ وَمَتِّعْنا بِلَذیذِ مُناجاتِکَ وَاَوْرِدْنا
حِیاضَ حُبِّکَ وَاَذِقْن

خدایا ما را در کشتى هاى نجاتت جاى ده و از لذت مناجاتت بهره مند ساز
و ما را بر لب دریاچه هاى
محبتت وارد کن

ا حَلاوَةَ وُدِّکَ وَ قُرْبِکَ وَاجْعَلْ جِهادَنا فیکَ

و شیرینى دوستى و مقام قربت را به ما بچشان و جهد و کوشش ما را در راه خودت

وهَمَّنا فى طاعَتِکَ وَاَخْلِصْ نِیّاتِنا فى مُعامَلَتِکَ فَاِنّا بِکَ وَلَکَ وَلا
وَسیلَةَ لَنا اِلَیْکَ

وهمت مان را در طاعت خودت قرار ده و نیتهاى ما را در مورد کارهایى که برایت انجام دهیم خالص گردان
زیرا ما با تو و
از آن توئیم و وسیله اى به درگاهت نداریم

اِلاّ اَنْتَ اِلهى اِجْعَلْنى مِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الاْخْیارِ

جز خودت خدایا مرا از برگزیدگان نیکوکار قرارم ده

وَاَلْحِقْنى بِالصّالِحینَ الاْبْرارِ السّابِقینَ اِلىَ الْمَکْرُماتِ الْمُسارِعینَ
اِلىَ الْخَیْراتِ

و به شایستگان نیک رفتارم ملحق کن آنان که به کارهاى نیک پیشى جسته و به سوى خیراتشتابان بوده

و الْعامِلینَ لِلْباقِیاتِ الصّالِحاتِ السّاعینَ اِلى رَفیعِ

و براى باقیات صالحات کار مى کنند و به رسیدن به درجات عالى و بلند کوشایند


الدَّرَجاتِ اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ وَبِالاِْجابَةِ جَدیرٌ

که براستى تو بر هر چیز توانایى و به اجابت خواسته ام سزاوار



بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

به رحمتت اى مهربانترین مهربانان


حکم آنچه تو فرمایی

خدایا!

در این شب دیجور ودر این وادی ظلمات ، بر فراز این صخره های دهشتناک ، پرتوی از نور طاعتت را بر اندیشه پاهای خسته ما بتابان و ما را در لغزشهای سنگین معصیت دست بگیر . و در مسیر نسیم هایی که از بهشت وزیدن می گیرد ، قرار ده وابرهای تیره شک وتردید را که بر فراز آسمان دلمان حجاب خورشید تو گشته اند ، به باران یقین بدل کن و بر جگر سوخته ما ببار.

خدایا!

زنگارهای باطل را از آئینه نهادهای حق نمای ما محو کن تا تصویر حق به تمامی و بی شبهه بر سرائر ما منعکس گردد.

خدایا!

وجویبار زلال دلهای ما را از خزه های تردید ، آنسان بشوی که ماه چهره تو آنچنان که هست بر دلهای ما پدیدار گردد.

خدایا!

ابرهای شک وگمان بار فتنه دارند وبی گمان خورشید بخششهای تو را مانع می شوند .

خدایا!

در این گرداب سهمگین خروشنده ودر این طوفان بی محابا ورزنده ، ما غریقان بیچاره والم آکنده را در کشتی نجات خویش سوار کن و به جبران آب تلخ و شور فتنه ها از آب گوارا وشیرین مناجات خود به ما بچشان و ما را به دریای مواج مهرت بکشان .

خدایا!

ما را از شهد گلهای نزدیکیت نصیب فرما و روی ما را در تلاش به سوی خویش گردان .

ما را آن چنان خلوصی عنایت فرما که در همه لحظات جز تو نبینیم وجز به تو نیندیشیم وجز از تو نهراسیم ورو جز به سوی تو نیفکنیم وجز مهر تو در دل نگیریم وجز در آتش عشق تو نسوزیم ، که ما از آن توایم ، با توایم وما را جز تو وسیلتی به تو نیست .

خدای من !

ما را از برگزیدگان خویش قرار ده وبا صالحین ابرار ، جوانمردان اخیار ، پیشگامان احرار ، شتابندگان به سوی انوار و دست یابندگان به اسرار ملحق ومحشورمان فرما

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۰
بلاگ باقرالعلوم
جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۸ ب.ظ

ششم: مناجات شکر‏ کنندگان

المناجات السادسیه‏:«مناجاة شاکرینَ»
مناجات ششم: مناجات شکر‏ کنندگان

اِلهى‏ اَذْهَلَنى‏ عَنْ اِقامَةِ شُکْرِکَ تَتابُعُ طَوْلِکَ،


خدایا بخشش پى در پى تو انجام دادن سپاسگزاریت را از یاد من برد

وَاَعْجَزَنى‏ عَنْ‏ اِحْصآءِ ثَنآئِکَ فَیْضُ فَضْلِکَ،

و ریزش فضل و احسانت مرا ازشمردن ثنا و ستایشت عاجز کرد

وَشَغَلَنى‏ عَنْ ذِکْرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ‏عَوآئِدِکَ،

و پشت سر هم آمدن نیکیهایت مرا از ذکر ستودنیهایت بازداشت

وَاَعْیانى‏ عَنْ نَشْرِ عَوارِفِکَ تَوالى‏ اَیادیکَ

و پیاپى‏ رسیدن نعمتهایت مرا از نشر دادن نیکوئیهایت درمانده کرد

وَهذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْمآءِ، وَقابَلَها بِالتَّقْصیرِ،


و اینجا که من هستم جاى کسى است که‏
اعتراف به وفور نعمتهاى تو و در مقابل آنها به کوتاهى کردن خود دارد

وَشَهِدَ عَلى‏ نَفْسِهِ‏ بِالْإِهْمالِ وَالتَّضْییعِ، وَاَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحیمُ الْبَّرُ الْکَریمُ،

و به اهمال‏کارى و تلف کردن‏عمر خویش گواهى دهد و تو اى خداى با عطوفت و مهربان و نیکوکار و بزرگوارى

الَّذى‏ لا یُخَیِّبُ قاصِدیهِ، وَلا یَطْرُدُ عَنْ فِنآئِهِ امِلیهِ،

که روآورندگان بسویت را نومید
نسازى و آرزومندات را از درگاهت نرانى،

بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ‏ الرَّاجینَ، وَبِعَرْصَتِکَ تَقِفُ امالُ الْمُسْتَرْفِدینَ،

امیدواران به آستانه تو بار امید خود را بیندازند
و آرزوهاى عطاخواهان به میدان وسیع کرم تو توقف کنند

فَلا تُقابِلْ امالَنا بِالتَّخْییبِ وَالْأَیاسِ، وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالْإِبْلاسِ،

پس اى خدا تو آرزوهاى ما را با نومیدى و یأس روبرو مگردان و جامه ناامیدى و دل شکستگى بر ما مپوشان

اِلهى‏ تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ الائِکَ شُکْرى‏، خدایا در برابر نعمتهاى بزرگت سپاسگزارى من کوچک است

وَتَضآئَلَ فى‏ جَنْبِ اِکْرامِکَ اِیَّاىَ‏ثَنآئى‏ وَنَشْرى‏،

و در جنب اکرام و بزرگوارى تو ثنا و
ستایش من خُرد و ناقابل است

جَلَّلَتْنى‏ نِعَمُکَ مِنْ اَنْوارِ الْأیمانِ حُلَلاً، وَضَرَبَتْ‏عَلَىَّ لَطآئِفُ بِرّکَ مِنَ الْعِزِّ کِلَلاً،

نعمتهاى تو زیورهایى از انوار ایمان بر من پوشانده و ریزه‏ کاریهاى‏
نیکیت خیمه‏ هایى از عزت برسرم زده

وَقَلَّدَتْنى‏ مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ،وَطَوَّقَتْنى‏ اَطْواقاً لا تُفَلُّ،

و احسانهایت گردن بندهایى به گردنم انداخته که باز نشود

فَآلائُکَ جَمَّةٌ ضَعُفَ لِسانى‏ عَنْ اِحْصآئِها

و طوق هایى بدان آویخته که نگسلد، نعمتهاى بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده‏

وَنَعْمآؤُکَ کَثیرَةٌ قَصُرَ فَهْمى‏ عَنْ اِدْراکِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصآئِها،

و بخششهاى فراوانت خِرد و فهم مر از ادراکش کوتاه کرده تا چه رسد به پى‏ بردن به پایانش

فَکَیْفَ لى‏ بِتَحْصیلِ الشُّکْرِ، وَشُکْرى‏ اِیَّاکَ یَفْتَقِرُ اِلى‏ شُکْرٍ،

و با این‏
ترتیب من چگونه مى ‏توانم تو را سپاسگزارى کنم و همان سپاسگزارى من تازه احتیاج به سپاسگزارى دیگرى دارد

فَکُلَّما قُلْتُ لَکَ الْحَمْدُ، وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِکَ اَنْ اَقُولَ لَکَ الْحَمْدُ،

و هرگاه‏ بگویم ستایش مخصوص تو است براى همین جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص تو است

اِلهى‏ فَکَما غَذَّیْتَنا بِلُطْفِکَ، وَرَبَّیْتَنا بِصُنْعِکَ، فَتَمِّمْ عَلَیْنا سَوابِغَ النِّعَمِ،

خدایا چنانچه‏
به لطف خویش ما را خوراک دادى و به پرورش خود پروریدى پس نعمتهاى فراوانت را بر ما کامل کن

وَادْفَعْ عَنَّا مَکارِهَ النِّقَمِ، وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدَّارَیْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها، عاجِلاً وَآجِلاً،

و ناگواریهاى‏ سخت و بد را از ما دور کن و عطا کن به ما
از بهره‏ هاى دو جهان برترو بهترش را چه اکنون و چه در آینده‏

وَلَکَ الْحَمْدُ عَلى‏ حُسْنِ بَلائِکَ وَسُبُوغِ نَعْمآئِکَ، حَمْداً یُوافِقُ رِضاکَ،

و ستایش تو را است براى آزمایش نیکویت و نعمتهاى فراوانت ستایشى که برابر خوشنودیت باشد

وَیَمْتَرِى الْعَظیمَ مِنْ بِرِّکَ وَنَداکَ، یا عَظیمُ یا کَریمُ،


و احسان و بخشش بزرگ تو را به سوى ما جلب کند اى بزرگ و اى بزرگوار

بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

به رحمتت اى مهربانترین مهربانان‏


ترنم سبز لک الحمد

خدایا!

تشنگی عمیق من وباران مداوم وبی حد وحصر تو ، مرا از اقامت در زیر خیمه شکرت باز داشته است .

خدایا!

دست یاری هر لحظه تو در نشیب و فراز صخره های صعب زندگی مرا از اندیشه پرتگاه ناسپاسی واگذاشته است.

خدایا!

این سالک غریب آنچنان به روشنای نور تو در جاده عشق عادت کرده است که سپاس مر این همه را از یاد برده است .

خدایا!

این دل که در اقیاس تو غرقه گشته است ، چگونه می تواند تموج آبی تو را ترسیم کند ؟

خدایا!

آبششهای این ماهی دل که هر لحظه در آب نعمتهای تو تنفس می کنند ، چسان یارای نشر نعم ملموس تو دارند ؟

خدایا!

من در مقام کسی ایستاده ام که همه نعمتهای تو را لمس کرده و معترف آمده است .

خدایا!

من در لباس اذعان بخششهای تو را _ هر چند کوتاه _ به تن کرده ام .

خدایا!

رشد گیاه من اعتراف به وجود خورشید توست . اما خردیم ، گواه اهمال وناشایستگی من .

خدایا!

تویی آن بخشنده مهربان و تویی که بال فضل بر کائنات گشوده ای وسایه لطف بر بندگان گسترده ای .

تویی که خستگی را بر تن دوندگان به سوی خویش نمی گذاری ومأیوس وخسته بازشان نمی گردانی و از قله آرزویت به زیرشان نمی افکنی و شکوفه امید به خود را با رگبار بی مهری ناکام نمی کنی .

خدایا!

کاروانهای امید در کنار بارگاه تو فرود آمده اند وپرندگان آرزو بر گرد بام تو پرواز می کنند .

خدای من !

بال پرنده امید را با تیر یأس مشکن ودر کوچه اشتیاق ، مرا به بن بست نومیدی مکشان .

خدایا!

تن من در این سرمای سوزان کویر ، لباس نازک بدبینی را تاب ندارد .

شولای گرم امید بر کتفهای لرزانم بیفکن و از گرمای خویش جرعه ای به چگر سرما زده ام بنوشان .

خدایا!

پرنده کوچک وجودم چگونه شکر وسعت آسمان تو گوید وپاهای خرد وخسته ام چگونه جاده بی انتهای ثنای تو پوید ؟

خدایا!

چگونه شکر تو گویم که سراپای وجودم غرقه در نعمتهای توست . تویی که مرا به زینت ایمان آراسته ای ودر خیمه لطف منزل داده ای .

تویی که گردنبند ناگسستنی منتهایت را بر گردنم آویخته ای وحلقه های زیبای ناشکستنی مهرت را در گوشم کرده ای .

خدایا!

آنچنان آلاء ونعمتهای تودر اطرافم انباشته است که مرا مجال نه تشکر که شمارش نیست وابداً اندازه فهم من به درک این همه نمی رسد . ظاهر آن را در نمی یابد ، چه رسد که به عمق آن دست یابد .

خدایا!

من چگونه شکر تو را گویم و حال آنکه خود توفیق سپاسگزاری از تو ، محتاج شکر دیگر یست.

خدایا!

من با کدام زبان به سپاس بپردازم که گردش زبان به سپاس ، خود نیازمند تشکر است .

خدایا!

من چگونه نوای لک الحمد سر دهم که این نوای ارادت ، خود از بی شمار نعمتهای توست ومحتاج لک الحمدی دیگر.

خدایا!

من چگونه عطایای تو را به سجده بگذارم که این پیشانی و خاک از توست و این سر و سودا نیز از تو واینهمه درخور سجده ای دیگر برای تو .

ربی! خدای من ! معبودم !

تو که تا کنون پرورده ای ، به دامن گیر.

تو که تا بحال تغذیه کرده ای گرسنه ام مگذار و مرا در گذرگاه طوفان بلا مگمار .

خدای من !

مرا به جامهای پیاپی از شراب دو جهان مهمان کن ، مرا شایسته عنایت سبحان کن ، درد هجران را درمان کن ، مشمول لطف خودت در آینده و الآن کن ، در غریب و قریب و آجل و عاجل مرا سزاوار انعام رحمان کن ومکاره نقم هر لحظه را تو خود جبران کن .

که در حسن بلا نیز ستایش سزاوار توست ودر گستردگی نعمت نیز سپاس در خور تو ، سپاس و ستایشی که بر آن رنگ رضای تو خورده و نم سخای تو نشسته ، ای نهایت مهربانی !

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۶:۰۸
بلاگ باقرالعلوم
جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۵ ب.ظ

پنجم: مناجات مشتاقان‏

الخامِسة: «مُناجات الرّاغِبین»
پنجم: مناجات مشتاقان‏

بنام خداى بخشاینده مهربان‏

اِلهى‏ اَلْبَسَتْنِى الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتى‏، وَجَلَّلَنِى التَّباعُدُ مِنْکَ لِباسَ‏ مَسْکَنَتى‏،
خدایا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم کرده
و دورى از تو جامه‏ بیچارگى بر تنم افکنده


وَاَماتَ قَلْبى‏ عَظیمُ جِنایَتى‏، فَاَحْیِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْکَ یا اَمَلى وَبُغْیَتى‏، ‏
و برزگ جنایتم دلم را میرانده پس تو زنده‏اش کن به بازگشت خودت
(بسوى من) اى آرزو و مقصودم

وَیا سُؤْلى‏ وَمُنْیَتى‏، فَوَ عِزَّتِکَ ما اَجِدُ لِذُنوُبى‏ سِواکَ غافِراً،
و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده‏اى نیابم‏

وَلا اَرى‏ لِکَسْرى‏ غَیْرَکَ جابِراً، وَقَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنابَةِ اِلَیْکَ، وَعَنَوْتُ‏ بِالْاِسْتِکانَةِ لَدَیْکَ،
و براى شکستگیم جز تو شکسته‏ بندى نبینم و من بوسیله آه و ناله کردن بسوى تو
بدرگاهت خاضع گشته و با زارى کردن‏ در برابرت خود را به خوارى کشاندم


فَاِنْ طَرَدْتَنى‏ مِنْ بابِکَ فَبِمَنْ اَلوُذُ، وَاِنْ رَدَدْتَنى عَنْ جَنابِکَ فَبِمَنْ اَعُوذُ، ‏
پس اگر توام از درگاه خویش برانى در آن‏حال به که روآورم؟
و اگر توام‏ از نزد خویش بازگردانى به که پناه برم؟


فَوا اَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتى‏ وَافْتِضاحى‏، وَوا لَهْفاهُ‏ مِنْ سُوءِ عَمَلى‏ وَاجْتِراحى‏،
و بس افسوس از شرمندگى و رسواییم
و اى دریغ‏از کار بد و گناهانى که بدست آورده ‏ام

اَسْئَلُکَ یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکَبیرِ، وَیا جابِرَالْعَظْمِ الْکَسیرِ،
اَنْ تَهَبَ لى‏ مُوبِقاتِ الْجَرآئِرِ، وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ‏السَّرآئِرِ،

از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شکسته ‏بند استخوان شکسته
که ببخشى بر من گناهان نابود کننده‏ام را و بپوشى بر من کارهاى پنهانى‏


وَلا تُخْلِنى‏ فى‏ مَشْهَدِ الْقِیامَةِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِکَ وَغَفْرِکَ، وَلاتُعْرِنى‏ مِنْ جَمیلِ صَفْحِکَ وَسَتْرِکَ،
رسواکننده را و مرا در بازار قیامت از نسیم جان‏بخش عفو و آمرزشت
محروم نفرمایى و از لباس زیباى گذشت و چشم‏پوشى خود برهنه‏ ام نکنى


اِلهى‏ ظَلِّلْ عَلى‏ ذُنُوبى‏ غَمامَ رَحْمَتِکَ، وَاَرْسِلْ عَلى‏ عُیُوبى‏ سَحابَ رَاْفَتِکَ،
خدایا سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بیندازو ابر ریزان مهربانى
و رأفتت را براى شستشوى عیب هایم بفرست

اِلهى‏ هَلْ‏یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْابِقُ اِلاَّ اِلى‏ مَوْلاهُ، اَمْ هَلْ یُجیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ،
خدایا آیا بنده فرارى جز به درگاه مولایش به کجا بازگردد
یا آیا کسى جز او هست که وى‏را از خشم او پناه دهد


اِلهى‏ اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَاِنّى‏ وَعِزَّتِکَ مِنَ النَّادِمینَ،
معبودا اگر پشیمانى بر گناه توبه محسوب شود
پس به عزتت سوگند که براستى من از پشیمانانم‏


وَاِنْ کانَ الْإِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطیئَةِ حِطَّةً فَاِنّى‏ لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ،
و اگر آمرزش خواهى از خطا آنرا پاک کند پس براستى من از آمرزش خواهانم‏

الهیلَکَ الْعُتْبى‏ حَتّى‏ تَرْضى‏، اِلهى‏ بِقُدْرَتِکَ عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ، وَبِحِلْمِکَ‏ عَنّىِ اعْفُ عَنّى‏، وَبِعِلْمِکَ بى‏ اِرْفَقْ بى‏،
خدایا تو را سزد که مرا مؤاخذه کنى تا گاهى که خوشنود شوى
خدایا به همان قدرتى که بر من دارى توبه‏ ام بپذیر و به بردباریت‏ از من بگذر
و به همان علمت که به احوالم دارى با من مدارا کن


اِلهى‏ اَنْتَ الَّذى‏ فَتَحْتَلِعِبادِکَ باباً اِلى‏ عَفْوِکَ، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللَّهِ
تَوْبَةً نَصُوحاً،فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ،

خدایا تویى که درى از عفو خودبسوى بندگانت باز کردى و نامش را توبه گذاردى
و فرمودى «بسوى خدا بازگردید با توبه‏ صادقانه»٬
پس دیگر چه عذرى دارد آن کس که از وارد شدن در این در باز شده غفلت ورزد


اِلهى‏ اِنْ کانَ‏قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ،
خدایا اگر براستى‏ سرزدن گناه از بنده‏ات زشت است
ولى گذشت نیز از نزد تو نیکو است


اِلهى‏ ما اَنَا بِاَوَّلِ‏مَنْ عَصاکَ فَتُبْتَ عَلَیْهِ، وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِکَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ
معبودا من نخستین کسى نیستم‏که نافرمانیت کرده و توبه پذیرش گشته ‏اى
و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان‏ کرده‏اى،


یا مُجیبَ‏الْمُضْطَرِّ، یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا عَظیمَ الْبِرِّ، یا عَلیماً بِما فِى السِّرِّ،
اى پذیرنده بیچاره اى غمزدا اى بزرگ احسان اى داناى اسرار نهان ‏

یاجَمیلَ السِّتْرِ، اِسْتَشْفَعْتُ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ اِلَیْکَ، وَتَوَسَّلْتُ بِجَنابِکَ‏وَتَرَحُّمِکَ� �� لَدَیْکَ،
اى نیکو پرده‏پوش شفیع گردانم نزد تو جود و کرمت را و توسل جستم
به حضرتت و به مهربانیت‏ در پیش تو


فَاسْتَجِبْ دُعآئى‏، وَلا تُخَیِّبْ فیکَ رَجآئى‏،وَتَقَبَّلْ تَوْبَتى‏، وَکَفِّرْ خَطیئَتى‏
بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

پس دعایم مستجاب کن و امیدم را درباره خودت به نومیدى مبدل مکن
‏و توبه‏ ام را بپذیرو گناهم را به کرم و مهربانى خود نادیده گیر
اى مهربانترین مهربانان‏

در اشتیاق روی تو

خدای من !

کوله بارم اگرچه از توشه راه تهی است ، انباشته از توکل که هست .

اگر چه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است .

اگر چه دستم از آنچه کرده است می لرزد واگر چه موریانه های بیم ، استواری پاهایم را سست کرده است ، دلم امید وار رحمت توست وخاطرم جمع لطف تو.

اگر چه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک می کند ، آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد .

اگر خواب سرد زمستانی گناه دلم را به انجماد کشیده است ، نسیم بهاری اعتماد به لطف تو درآوندهای دلم هیجان تازه آفریده است .

اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت ونسیان ، در اشتیاق دیدار خورشید تو ،شکفتن را از یاد برده است شناسایی سبزینه فطرتی که تو در وجود نهاده ای سر می شکفد ودر اشتیاق تو رشد می کند .

اگر گناه وغفلت ، استعداد لقای تو را در وجودم به خواب برده است ، عرفان کرامت وبخششت هر لحظه بر دیواره تن خسته ام آونگ می شود .

اگر گناه و طغیان وعصیان من هر لحظه میان من وتو حصار می شود ، نسیم مژده غفران تو از ورای این حصار در من روح تازه می دمد ودر شریان گناه ، خون امید به بخشش می دواند .

خدایا!

اگر معصیت من ، میان من و تو حجاب می شود ، اعتقاد به کرم تو پرده می دراند ودیوار می شکند.

خدایا!

در زیر بار سنگین گناه ، دلخوشیم به دستهای مهربان توست .

به پاکی وتنزه زیبایی و جمالت و روشنایی مقدس ذاتت از تو می خواهم وبا تمام وجود رگه های عاطفی لطفت را بهانه می کنم و شاخه های پر مهر ت را می تکانم که قله ای را که با قلم گمان در صفحه ذهن از بخشش وکرامت تو تصویر کرده ام ، عینیت و تحقق ببخشی . و پرنده زیبای انعام تو را که با دستهای رویا به بغل گرفته ام ، وجود خارجی ببخشی واین همه راه را که در جاده آرزوها به تو نزدیک گشته ام ، بازم مگردانی وبالهای آرزوی مرا در آسمان آبی رحمتت مسوزانی واز چشم خیال که تا بحال به تو می نگریسته ام ، نقبی به بصیرت دل بزنی ُ. ومن اینک درخت وجودخویش را در مسیر نسیم روح افزای تو قرارداده ام ودهان تشنه گلبرگهای وجود را رو به باران تو گشوده ام .

خدایا!

کودک دلم هراسناک و بیم زده ، از آتش شعله ور خشم تو و هیمه های خویش به دامن تو می گریزد ، از تو ، به تو پناه می برم .

خدا!

و هنوز بهترین گل بوستان تو را می طلبد و بهترین میوه رحمت تو را آرزو می کند. و زلالترین چشمه لطف ترا له له می زند و بر زمین بخششهای تو ، پای اعتماد می کوبد ون گاه توجه آمیز و عناب آکنده ترا امید می بندد.

خدایا!

تو که درخت فضل را رویانده ای ، به میوه بنشان .تو که کرم را بنا نهاده ای ، به اتمام رسان .

تو که دانه لطف کاشته ای ، آبیاری کن .

درون تیره ای دارم زخواطرهای نفسانی به سینه مطلعی از روزن نور و ضیا بگشا

خدایا!

آنچه را بر من بخشیده ای باز پس مگیر.

نعمتهای تو را نه فقط قدر نمی دانم وسپاس نمی گذارم که حتی نمی شناسم .

من استحقاق این همه کرم ندارم ، اما تو که از ازل به استحقاق ننگریسته ای ، ما را برای این همه که تو بخشیده ای ، چه حقی بر تو بوده است ؟

خدایا!

پرده صبر وحکمت را بر انبوه گناهانم همچنان گسترده دار.

خدایا!

نکند پرده ای را که خود کشیده ای پاره کنی ، طشتی را که خود مخفی کرده ای از بام بیفکنی ورازی را که خود نهان داشته ای برملا کنی .

خدایا!

قبل از آنکه طوفان خشم تو حجاب از گناهان من کنار زند ، تو خود همه را ببخش .

خدایا!

برای آنکه نزد تو آیم ، در جستجوی شفیعی بودم ، واسطه ای می جستم تا مرا به حضورت بپذیری ، میانجی طلب می کردم تا مرا از درت نرانی . وخدایا! مهربانتر از تو نیافتم .

چه کس این گناه مجسم را در پیش تو میانجیگری خواهد کرد ؟!

چه کس این عصیان محض را واسطه خواهد شد ؟

چه کس شفاعت نافرمانی یک عمر خواهد کرد؟!

از خوان تو با نعیم تر چیست وز حضرت تو کریم تر کیست .

خدایا!

برای آمدن به نزد تو هم تو را شفیع قرار می دهم .

خدایا!

تو میانجیگری مرا در نزد خویش بکن .

خدایا!

از آفتاب تو به سایه تو پناه می برم .

خدایا!

من بال طمع ، متواضعانه بر پای احسان تو پهن کرده ام .

خدایا!

این دل خسته پای رغبت به سوی تو می دواند واین دست شکسته جبر تو طلب می کند واین قامت به کمان نشسته توان از تو می جوید.

خدایا!

این زبان چون لایه های کویر ترک خورده گناه ، زلالی باران رحمت تو را له له می زند.

واین برگهای پژمرده دل خنکای نسیم رضایت تو را آرزو می کند .

خدایا!

کبوتر دل به یاد گردش به دور بارگاه تو می تپد .

خدایا!

این جان در اشتیاق روی تو می سوزد .

خدایا!

این چشم بهانه تو را می گیرد واشک می ریزد .

خدایا!

این ریه ها به شوق تو تنفس می کنند.

خدایا!

سینه در هجران تو آتش گرفته است .

خدایا!

این پنجه ها در طلب چشمه بی انقطاع تو به خاک می روند.

خدایا!

خون رگها به جستجوی تو در گردش است .

خدایا!

با من آن کن که تو شایسته آنی از آمرزش و بخشش ورحمت و نه آنکه من سزاوار آنم از عذاب ومجازات ونقمت ، بحق رحمتت ای هر چه جوی لطف از چشمه جود تو .

arrow, left iconarrow, left icon فهرست مناجات های 15 گانه


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۶:۰۵
بلاگ باقرالعلوم