بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار
بلاگ باقرالعلوم
آخرین نظرات
  • ۱۷ دی ۹۵، ۱۳:۳۲ - سیامک پور اسد
    ✅✔

بلاگ باقرالعلوم

رسانه رسمی حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام خوانسار






http://www.askdin.com/gallery/images/378/1_url.jpg

کنار قدم‌های جابر

دانلود

دانلود با حجم کم برای شبکه های اجتماعی 

صوت کامل مداحی

دانلود

 

للقُدسِ نحنُ قادمونْ...

دانلود

کلُّ زمانٍ جدیدْ ... فیهِ یزیدٌ جدیدْ

دانلود 

ره توشه زائران اربعین حسینی

ردیف/ عنوان حجم   دانلود/ متن
1
للقُدسِ نحن قادمونْ ... (مداحی حماسی عربی) - [Bit Rate: 192 kbps]
9.33 MB
  دانلود مشاهده متن
2
للقُدسِ نحن قادمونْ ... (مداحی حماسی عربی) - [Bit Rate: 128 kbps]
6.23 MB
  دانلود مشاهده متن
3
کلُّ زمانٍ جدیدْ ... فیهِ یزیدٌ جدیدْ (مداحی حماسی فارسی و عربی) - [Bit Rate: 160 kbps]
9.38 MB
  دانلود مشاهده متن
4
یا سیّدی خُذنی (مداحی فارسی و عربی) - [Bit Rate: 320 kbps]
17.34 MB
  دانلود مشاهده متن
5
یا سیّدی خُذنی (مداحی فارسی و عربی) - [Bit Rate: 128 kbps]
6.98 MB
  دانلود مشاهده متن
6
ألا یا حجَّ الحنینِ (دکلمه)
6.03 MB
  دانلود مشاهده متن
7
کربلا شعلة لیس تطفی (مداحی فارسی و عربی) - [Bit Rate: 320 kbps]
18.52 MB
  دانلود مشاهده متن
8
کربلا شعلة لیس تطفی (مداحی فارسی و عربی) - [Bit Rate: 128 kbps]
7.4 MB
  دانلود مشاهده متن
9
الضحایا تُحاکِی الضحایا (دکلمه)
3.99 MB
  دانلود مشاهده متن
10
الاربعین موعدی (مداحی فارسی و عربی) - [Bit Rate: 320 kbps]
20.81 MB
  دانلود مشاهده متن
11
الاربعین موعدی (مداحی فارسی و عربی) - [Bit Rate: 192 kbps]
11.73 MB
  دانلود مشاهده متن
12
در اربعین دیدار ما ... (دکلمه)
5.59 MB
  دانلود مشاهده متن
13
در اربعین دیدار ما ... (دکلمه + نوا)
4.49 MB
  دانلود مشاهده متن
14
مداحی فارسی و عربی علیه داعش
15.75 MB
  دانلود مشاهده متن
15
کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم (مداحی فارسی و عربی)
8.82 MB
  دانلود مشاهده متن
16
کربلا ای خاک اندوه و بلا (مداحی فارسی و عربی)
9.83 MB
  دانلود مشاهده متن
17
قرائت زیارت اربعین
18.91 MB
  دانلود مشاهده متن
18
رسیدن جابر بن عبدالله انصاری به کربلا (روضه)
18.99 MB
  دانلود مشاهده متن
19
رسیدن قافله به کربلا (روضه)
20.03 MB
  دانلود  
20
رسید قافله ای از غم سفر لبریز (روضه)
3.37 MB
  دانلود  
21
سه غم اومد به جونم هر سه یکبار (روضه)
24.54 MB
  دانلود  
22
ای غمت معجزه گر، ای حرمت معجزه گاه (روضه)
18.76 MB
  دانلود  
23
بود اربعین روز اشک و عزا | حاج میثم مطیعی و برادر امیر عباسی (زمینه)
8.1 MB
  دانلود مشاهده متن
24
زائر ز خود برون آی وقت سفر رسیده ... (زمینه)
7 MB
  دانلود مشاهده متن
25
ای به خون خفته سالار زینب، گریه کردم غمت را چهل شب (زمینه)
4.84 MB
  دانلود  
26
دل سینه زن را چهل شب، به پابوس یاد تو بردیم (واحد)
9.1 MB
  دانلود مشاهده متن
27
دنیا برای اهلش، ما و غم تو مولا (واحد)
7.58 MB
  دانلود  
28
عشق است کربلای تو لبیک یا حسین (واحد)
4.37 MB
  دانلود مشاهده متن
29
در دل مانده رؤیایت، بر لب نام زیبایت،‌ اربابم حسین جان (واحد)
9.62 MB
  دانلود مشاهده متن
30
در رسیدن کاروان آل الله به کربلا (نجوا)
5.11 MB
  دانلود

 

کلُّ زمانٍ جدیدْ ... فیهِ یزیدٌ جدیدْ

شعر فارسی: رضا یزدانی

شعر عربی: احمد حسن الحجیری از بحرین

 

می شکند خشم ما، کاخ یزید زمان

یکسر قهرنا، قصر یزید الزمان

لرزه به پا می کند، در دل اهریمنان

ویرجف قلوب الشیاطین

می رسد از هر طرف، پاسخ هل من معین

من کل جانب، یصل لبیک لنداء هل من معین

گشته سپاه حسین، جلوه گر از اربعین

وظهر جیش الحسین من یوم الأربعین

دنیا و عقبای ما حسین... لبیک یا مولا یا حسین

یا حسین، أنت دنیانا وعقبانا. لبیک یا مولانا یا حسین

تا دشمن هست ما روز و شب در میدانیم

نحن فی‌المعرکة لیل نهار مادام العدو موجود

ما سیلابیم، ما دریاییم، ما طوفانیم

نحن السیل، نحن البحر، ونحن العاصفة

 

نحنُ هُبوبُ الریاحْ نحنُ عُلوُّ الرِّماح

  (ما وزش بادیم ...... ما بلندی نیزه‌هاییم)

نحنُ بَریقُ السُّیوفْ نحنُ رُعودُ الکِفاحْ

    (ما تلألؤ شمشیرهاییم .... ما غرش نبردیم)

نحنُ جنودُ السّماءْ ... فی دَمِنا الکِبریاءْ

  (ما سربازان آسمانیم  ..... و بزرگی و عظمت در خون ما جاری است)

نحن شُعوبُ اللّهیبْ أشعلهُ الشُهداءْ

   (ما ملت‌هایی هستیم همانند زبانه‌های آتش خشم ..... که خون شهدا آن را افروخته است)

بُرکانُ الثُوّارِ یا حسین

   این آتشفشان انقلابیان است، ای حسین(ع)

صَرْخاتُ الأحرارِ یا حسین

  و این فریاد آزادگان است، ای حسین(ع)

فی بَحرِکَ  المَوَّاجِ قد شُدَّ الشِراعْ

  ( بادبان‌های کشتی نجات در دریای موّاج تو کشیده شده است)

مَن فی سَفینِکَ لا یلقاهُ الضَّیاعْ

(کسی که در کشتی توست، گمگشته و سرگردان نمی‌شود)

 

کلُّ زمانٍ جدیدْ ... فیهِ یزیدٌ جدیدْ

   (در هر دوره جدید ..... یزید جدیدی وجود دارد)

إنَّ سبیلَ الحیاةْ ... رفضُ حیاةِ العَبیدْ

 (تنها راه زندگی با سعادت .... رهایی از زندگی بردگان است)

إنَّ لنا فی الحسینْ ... حَبلَ صُمُودٍ مَتینْ

  (همانا حسین برای ما .... ریسمان محکم ایستادگی است)

وَحدتُنا قُوَّةٌ ... تَفْتِکُ بالظالمینْ

  (وحدت ما قدرتی است .... که ستمگران را از پای در می‌آورد)

آمالُ الانبیاءْ یا حسین

     این آرزوی پیامبران است، ای حسین(ع) !

قدْ لاحتْ فی السّماءْ یا حسین

  که در آسمان متجلی شد، ای حسین(ع) !

لنْ ینثَنیْ عَزمُ الشعوبِ الثّائِرةْ

  (اراده ملت‌های انقلابی)

ضِدَّ حُکوماتِ الضَّلالِ الجائِرةْ

(در مقابل حکومت‌های گمراه و ستمگر خاموش نخواهد شد)

 

 

للقُدسِ نحنُ قادمونْ...

شاعر: احمد حسن الحجیری از بحرین

 

أنا قتیلُ العَبراتْ أنا لَهیبُ الحسراتْ

(من کشته اشکم... من شعله حسرت در دل‌های مؤمنانم)

أنا الحسینُ بن علی أنا وَجیبُ الصَّرَخات

(من حسین بن علی هستم... من طنین فریادهایم)

آهاتی تَلْهَبْ

(حسرت‌هایم در دلم شعله می‌کشد)

لن أَنسى زینبْ

(زینب را فراموش نخواهم کرد)

مِن بعدی تُسلَبْ

(که پس از من غارت می شود)

ذَبِلَ الصِّغار. کماءٍ جَفْ

(کودکان حسین درمانده و ناتوان شدند.... مانند آبی که خشک شده باشد)

ها هو الحِصار بهم قدْ حَفْ

(در محاصره دشمنان قرار گرفتند)

یَصْعُبُ الفرار .  بأرضِ الطَّف

(فرار کردن از دست دشمنان در صحرای خشک کربلا سخت است)

(سیِّدی حسین، حبیبُ الله)

(آقای من حسین ای حبیب خدا)

 

صاحَ الجریحُ بالشهیدْ: " آهٍ أخی نَزْفی شَدید

 (مجروح به شهید گفت ... آه ای برادرم، خونریزی من شدید است)

حیثُ الجِراحاتُ تهُونْ. خُذْنی لعالَمٍ جدید

 (مرا به جهان دیگر (جهان شهداء) ببر... آنجایی که جراحت‌ها خوب می‌شود)

قد جفّتْ عُروقی

 (رگهایم از خون خالی شده است)

تِهتُ عن طریقی

 (راهم را گم کرده‌ام و نمیدانم در این دنیا به کجا روم)

خُذنِیْ یا صدیقی

 (ای دوست شهید من، مرا با خود ببر)

"عندما تَحین ْ لحظةُ الصمتِ

  (شهید  به مجروح گفت: وقتی لحظه جان دادن فرا رسد)

اِرقَبِ الحسین متى یَأتی

 (منتظر امام حسین (ع) باش که می‌آید)

وامْدُدِ الیدین لِکیْ تأتی

 (در آن لحظه دستانت را به سوی او دراز کن و از او مدد بخواه تا به ما شهدا بپیوندی)

(سیِّدی حسین، حبیبُ الله)

(آقای من حسین ای حبیب خدا)

 

لو أغلقُوا کُلَّ الدُّروب . و قَیَّدونا بالخُطوب

 (اگر همه راه‌ها را ببندند... و ما را به مشکلات وسختی‌ها دچار کنند)

للقُدسِ نحنُ قادمونْ. فالقدسُ مِعراجُ الشُّعوب

 (بازهم ما به سوی قدس می‌آییم .... زیرا قدس معراج ملت‌هاست)

الشِّمرُ صُهیون

 (شمر امروز صهیونیسم است)

ذو البیتِ الموهون

 (که خانه‌اش سست است)

ملعونٌ ملعون

 (ملعون است، ملعون است)

یا سَنا الصَّباح أنتمُ القِندیل

 ([ای جوانان مسلمان] شما نور صبح و چراغدان‌ امید هستید)

وجِّهوا السِّلاحْ نحْوَ إسرائیلْ

(سلاح‌هایتان را به سوی اسرائیل نشانه بگیرید)

واقبِضُوا الأرواحْ. مثلَ عزرائیل

 (و مثل عزرائیل جانشان را بگیرید)

(سیِّدی حسین، حبیبُ الله)

(آقای من حسین ای حبیب خدا)

 

 


للقُدسِ نحنُ قادمونْ...

أنا قتیلُ العَبراتْ أنا لَهیبُ الحسراتْ 

(من کشته اشکم... من شعله حسرت در دل‌های مؤمنانم)

 

أنا الحسینُ بن علی أنا وَجیبُ الصَّرَخات 

(من حسین بن علی هستم... من طنین فریادهایم)

آهاتی تَلْهَبْ 

(حسرت‌هایم در دلم شعله می‌کشد)

لن أَنسى زینبْ

(زینب را فراموش نخواهم کرد)

مِن بعدی تُسلَبْ 

(که پس از من غارت می شود)

ذَبِلَ الصِّغار. کماءٍ جَفْ 

(کودکان حسین درمانده و ناتوان شدند.... مانند آبی که خشک شده باشد)

ها هو الحِصار بهم قدْ حَفْ 

(در محاصره دشمنان قرار گرفتند)

یَصْعُبُ الفِرار ... بأرضِ الطَّف

(فرار کردن از دست دشمنان در صحرای خشک کربلا سخت است)

(سیِّدی حسین، حبیبُ الله)

(آقای من حسین ای حبیب خدا)

صاحَ الجریحُ بالشهیدْ : " آهٍ أخی نَزْفی شَدید

(مجروح به شهید گفت ... آه ای برادرم، خونریزی من شدید است)

حیثُ الجِراحاتُ تهُونْ. خُذْنی لعالَمٍ جدید

(مرا به جهان دیگر (جهان شهداء) ببر... آنجایی که جراحت‌ها خوب می‌شود)

قد جفّتْ عُروقی

(رگهایم از خون خالی شده است)

تِهتُ عن طریقی

(راهم را گم کرده‌ام و نمیدانم در این دنیا به کجا روم)

خُذنِیْ یا صدیقی

(ای دوست شهید من، مرا با خود ببر)

"عندما تَحین ْ لحظةُ الصمتِ

(شهید  به مجروح گفت: وقتی لحظه جان دادن فرا رسد)

اِرقَبِ الحسین متى یَأتی

(منتظر امام حسین (ع) باش که می‌آید)

وامْدُدِ الیدین لِکیْ تأتی

(در آن لحظه دستانت را به سوی او دراز کن و از او مدد بخواه تا به ما شهدا بپیوندی)

(سیِّدی حسین، حبیبُ الله)

(آقای من حسین ای حبیب خدا)

لو أغلقُوا کُلَّ الدُّروب . و قَیَّدونا بالخُطوب

(اگر همه راه‌ها را ببندند... و ما را به مشکلات وسختی‌ها دچار کنند)

للقُدسِ نحنُ قادمونْ. فالقدسُ مِعراجُ الشُّعوب

(بازهم ما به سوی قدس می‌آییم .... زیرا قدس معراج ملت‌هاست)

الشِّمرُ صُهیون

(شمر امروز صهیونیسم است)

ذو البیتِ الموهون

(که خانه‌اش سست است)

ملعونٌ ملعون

(ملعون است، ملعون است)

یا سَنا الصَّباح أنتمُ القِندیل

([ای جوانان مسلمان] شما نور صبح و چراغدان‌ امید هستید)

وجِّهوا السِّلاحْ نحْوَ إسرائیلْ

(سلاح‌هایتان را به سوی اسرائیل نشانه بگیرید)

واقبِضُوا الأرواحْ. مثلَ عزرائیل

(و مثل عزرائیل جانشان را بگیرید)

(سیِّدی حسین، حبیبُ الله)

(آقای من حسین ای حبیب خدا)

شاعر: احمد حسن الحجیری از بحرین

----------------------------------------------------------------------------------------

کلُّ زمانٍ جدیدْ ... فیهِ یزیدٌ جدیدْ

می شکند خشم ما، کاخ یزید زمان

یکسر قهرنا، قصر یزید الزمان

لرزه به پا می کند، در دل اهریمنان

ویرجف قلوب الشیاطین

می رسد از هر طرف، پاسخ هل من معین

من کل جانب، یصل لبیک لنداء هل من معین

گشته سپاه حسین، جلوه گر از اربعین

وظهر جیش الحسین من یوم الأربعین

دنیا و عقبای ما حسین... لبیک یا مولا یا حسین

یا حسین، أنت دنیانا وعقبانا. لبیک یا مولانا یا حسین

تا دشمن هست ما روز و شب در میدانیم

نحن فی‌المعرکة لیل نهار مادام العدو موجود

ما سیلابیم، ما دریاییم، ما طوفانیم

نحن السیل، نحن البحر، ونحن العاصفة

نحنُ هُبوبُ الریاحْ نحنُ عُلوُّ الرِّماح

(ما وزش بادیم ...... ما بلندی نیزه‌هاییم)

نحنُ بَریقُ السُّیوفْ نحنُ رُعودُ الکِفاحْ

(ما تلألؤ شمشیرهاییم .... ما غرش نبردیم)

نحنُ جنودُ السّماءْ ... فی دَمِنا الکِبریاءْ

(ما سربازان آسمانیم  ..... و بزرگی و عظمت در خون ما جاری است)

نحن شُعوبُ اللّهیبْ أشعلهُ الشُهداءْ

(ما ملت‌هایی هستیم همانند زبانه‌های آتش خشم ..... که خون شهدا آن را افروخته است)

بُرکانُ الثوّارِ یا حسین

این آتشفشان انقلابیان است، ای حسین (ع)

صَرْخاتُ الأحرارِ یا حسین

و این فریاد آزادگان است، ای حسین (ع)

فی بَحرِکَ  المَوَّاجِ قد شُدَّ الشِراعْ

( بادبان‌های کشتی نجات در دریای موّاج تو کشیده شده است)

مَن فی سَفینِکَ لا یلقاهُ الضَّیاعْ 

(کسی که در کشتی توست، گمگشته و سرگردان نمی‌شود)

کلُّ زمانٍ جدیدْ ... فیهِ یزیدٌ جدیدْ

(در هر دوره جدید ..... یزید جدیدی وجود دارد)

إنَّ سبیلَ الحیاةْ ... رفضُ حیاةِ العَبیدْ 

(تنها راه زندگی با سعادت .... رهایی از زندگی بردگان است)

إنَّ لنا فی الحسینْ ... حَبلَ صُمُودٍ مَتینْ

(همانا حسین برای ما .... ریسمان محکم ایستادگی است)

وَحدتُنا قُوَّةٌ ... تَفْتِکُ بالظالمینْ

(وحدت ما قدرتی است .... که ستمگران را از پای در می‌آورد)

آمالُ الانبیاءْ یا حسین  

این آرزوی پیامبران است، ای حسین(ع)!

قدْ لاحتْ فی السّماءْ یا حسین

که در آسمان متجلی شد، ای حسین(ع)!

لنْ ینثَنیْ عَزمُ الشعوبِ الثّائِرةْ

(اراده ملت‌های انقلابی)

ضِدَّ حُکوماتِ الضَّلالِ الجائِرةْ

(در مقابل حکومت‌های گمراه و ستمگر خاموش نخواهد شد)

شعر فارسی: رضا یزدانی

شعر عربی: احمد حسن الحجیری از بحرین

----------------------------------------------------------------------------------------

یا سیّدی خُذنی

ز داغ تو دل حزین است،‌ به یادت چله نشین است

القلب حزین من مصیبتک، ویبکی علیک أربعین یوما
همه آرام و قرار این دل زیارت در اربعین است
و کل أمنیاته أن یزورک فی أربعینیّتک
سپردم دل را به جاده، میایم پای پیاده
ترکت قلبی فی طریقک، أسیر إلیک حافیاً
ره عشق است و ندارم باکی اگر خاری در کمین است
الطریق طریق العشق ولا أخاف من أن یکون مفروشا بالأشواک
(جان و جانان من، عشق و ایمان من، با تو پیمان من، حسین)
یا نفسی و عزیزی، یا عشقی و إیمانی، عهدی معک یا حسین
ألا یا حجَّ الحنینِ، سَقاکم زَمزمُ عَینی
ای حج عشق (کنایه از زیارت امام حسین) شوق زیارتت اشک از دیدگانم جاری ساخت
تُلبّیکُم سیّدی أشواقی بإحرامِ الأربعینِ
هوای شوقم با احرام اربعین به ندای شما لبیک می‌گوید
و شوقاً یهفُو جَبینی، یُؤدّی لو سجدتینِ
پیشانیم مشتاق است تا در نماز عشقت برخاک بیفتد
ویَسعى بین الصفا و المروى لعباسٍ و الحسینِ
و بین صفا و مروه عباس و حسین سعی به جای‌ آورد
لو قطّعوا کفّی، لو قطّعوا رِجلی، أمضی لکم زَحفاً، حسین
ای حسین! اگر دستم را جدا کنند، اگر پایم را قطع کنند سینه خیز به سویت می آیم
یا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنین
مولایم مرا دریاب، غم تو ویرانم کرد، دلتنگ و مشتاق شما هستم
(یا سیدی خذنی، حسین)
مولایم مرا دریاب

أتاکُم هُدهدُ قلبی جَناحاهُ نارُ حبّی
هدهد قلبم به سوی شما آمده است و دو بال او آتش عشق من است
أتاکِ یا کربلا مشتاقاً یُلبِّیکِ وآحسیناه
و مشتاقانه، لبیک گویان و با ندای واحسیناه به سوی تو آمده است
حَنیناً عرشُ هواکَ بِلمحِ الطّرفِ أتاکَ
هوای عشق والای تو بر قلبم نشسته است، و با چشم بر هم زدنی به سوی تو می‌آید
مَشى طیّاراً معَ الزُّوارِ بآهاتٍ وآحسیناه
قلب من به همراه زائرانت، با ناله واحسیناه به سوی تو پرواز می‌کند
تَحلُو بکَ الآهُ، لاعذّبَ اللهُ، قلباً بهِ حبُ الـ ـحسین
دردها با تو شیرین می‌شود، خداوند عذاب نکند قلبی که محبت حسین در آن است
یا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنین
مولایم مرا دریاب، غم تو سرگردانم کرد، دلتنگ شما هستم
(یا سیدی خذنی، حسین)
مولایم مرا دریاب

شعر فارسی: محمد مهدی سیار
شعر عربی: خانم آیات القُرمُزی از بحرین (بانوی شاعره بحرینی که به خاطر یک قصیده مدتها در زندانهای آل خلیفه اسیر و شکنجه شده است)

----------------------------------------------------------------------------------------

کربلا شُعلةٌ لیسَ تُطفى

بردم از کوفه تا شام غوغا... با خودم کربلای غمت را
حملتُ معی من الکوفة حتى الشام رزیة کربلائک

بس که خون گریه کردم ز داغت ... لاله روییده صحرا به صحرا


بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهرة التولیب فی کل الصحراء

آه، از چهل شب غربت آه، از چهل شب حسرت آه، از دل بی طاقت


آه من غربة أربعین لیلة ...
آه من حسرة أربعین لیلة ...
آه من فؤاد لا یصبر

(آه یاحبیبی حسین)

الضحایا تُحاکِی الضحایا: ... صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایا
قربانیان اسارت همچون قربانیان قتل‌ و کشتار روز عاشورا هستند

[ و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.

وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا... وأَغَمَّتْ حیاتی المنایا

غم‌ها و مصیبت‌ها از دگرگونی رنگ چهره‌ام جان گرفتند ... و مرگ عزیزانم صفای زندگی‌ام را تیره کرده است

هَدَّتْ قِوایَ السُّرَى ... ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا .... وأنتَ فوقَ الثرى

[ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین برده ... به دل من صبر بده ... در حالی که تو خود بر روی خاک‌ افتاده‌ای

(آهٍ ... حبیبی حسین)

آه ای حبیب من ای حسین (ع)

کربلا شُعلةٌ لیسَ تُطفى .... لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفا

کربلا شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود ... مولای من، نمی‌توانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنم

عَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا .... وهو نَبعُ الحیاةِ المُصَفَّى

طوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد ... در حالی که او خود چشمه زلال زندگی است

یا مُفرَداً حَیرانا ...یا من قضى عَطشانا ... یا من بقى عُریانا

ای تنهایی که در کار خدا حیران مانده‌ای ... ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی ... ای کسی که عریان بر روی خاک افتاده‌ای

(آهٍ...حبیبی حسین)

آه ای حبیب من ای حسین (ع)

أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ .... حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِ

سرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت ... لحظه غروب مهتاب فرا رسیده است

هَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ..... أربعینٌ مَضَت بالعَذاب

چهل روزی که با عذاب و سختی سپری شد.... عشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده است

نَحنُ الأُساری جِئنا .... من بَعدِ أن سُبِینا .... عُدنا فَقُم حَیِّینا

ما اسیران آمده ایم ... پس از اینکه به اسارت درآمدیم ... اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو

(آهٍ...حبیبی حسین)

آه ای محبوب من ای حسین (ع)

شعر فارسی: محمد مهدی سیار

شعر عربی: احمد حسن الحجیری از بحرین

----------------------------------------------------------------------------------------

الأربعینُ مَوْعدی

با اشک و غم هم رازم و... می سوزم و می سازم و...

یعلم الدمع و الحزن سرّی... یحترق وجودی و أنا أصبر علیه
می خوانمت شب تا سحر
و أنادیک طول اللیل
دلتنگم ای کرب و بلا... در اربعین دیدار ما
یا کربلاء! لقد ضاق صدری... موعدنا فی یوم الأربعین
باعاشقان روی حسین
مع عشّاق الحسین
با زائران کوی حسین
مع زائری مقام الحسین
می آیم آخر سوی حسین
سآتی إلی الحسین أخیرا
(لبیک یا مولا یا حسین)
شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوى
دلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَرد
لِلوَصلِ عَینی سَاهِرَة
چشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار است
أَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی ... و دَکَّ نَوْحِی مَسْمَعِی
اشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شد
إیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی!
هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشید
نارُ اشتیاقی، کمْ تَصْطَلِی!
ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری!
لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟
آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟
(مولای مولای السلام)
سلام ای مولای من

هُنَا الأَسى کُلُّ الأَسى ...هُنَا الصِغارُ و النِسَا
اینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست.. اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودند
هُنَا النُجومُ الزَاهِرَةْ
اینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودند
مِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ ... تَدعو إلى التَّفَجُّعِ
این ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند .... و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانند
یا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟
ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟
فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَا
این مصیبت از تصور فراتر است
هذا حسینٌ فَوقَ الثَرَى
این حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده است
(علیکَ مولای السلامْ )
ای مولای من سلام بر تو

إلیکَ آتٍ سَیِّدی ... الأربَعینُ مَوْعِدِی
مولایم، به سوی تو رهسپارم..... میعاد ما اربعین است
ذِکراکَ أحلى خاطِرَة
یاد تو شیرین‌ترین خاطره است
جابرُ قدْ جاءَ معی ... یَأخُذُنی للمَصرعِ
جابر با من آمده است.... و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاند
عندکَ یا مولایَ المُنى
مولای من! آرزوهایم نزد توست
ظُلْمَةُ رُوحِی تَلقىْ السَّنا
تاریکی روحم به روشنی می گراید
کُلُّ وُجُودی لکَ انحَنى
تمام وجودم برای تو تعظیم می‌کند
(مَوْلای مَوْلای السَلامْ)
سلام ای مولای من

شعر فارسی: محمد مهدی سیار
شعر عربی: احمد حسن الحجیری از بحرین

----------------------------------------------------------------------------------------

کفر و تکفیر ... (مداحی عربی و فارسی علیه داعش)

کفر و تکفیر...(مداحی عربی و فارسی علیه داعش)
شعر فارسی: محمد مهدی سیار // شعر عربی: محسن رضوانی
با اذن رهبرم، از جانم بگذرم، در راه این حرم، در راه یار
یا حیدر گویم و شمشیری جویم و اندازم لرزه بر جان کفار
هم پیمان گشته اند کفر و تکفیر
شیطان است و زر و زور و تزویر
اما از وعد حق دل آگاه است
پیروز این نبرد حزب الله است
نماز صبح در کربلا، نماز ظهر در سامرا
نماز عصر ان شاء الله، بقیع و مسجد الاقصی
(لبیک یا علی یا مرتضی)
لِعلی أنْتَمی، حُبُّه فی دَمی، سَیفُه مُلهِمی، هو الإمام
من به علی(ع) منسوبم عشق او در خون من و شمشیرش الهام بخش من است؛ اوست که پیشواست!
واعلمُوا أنَّ لی، نَبْضٌ بِداخِلی، سمّیتُهُ علی، فخرُ الکِرام
بدانید و آگاه باشید که درون من، تپشی است که آن را علی نامیده ام؛ مایه افتخار کریمان
منهُ نَسْتَلهِمُ روحَ الإیمان
ما جوهر ایمان را از او الهام گرفتیم
لا نخافُ الریاح إنّا بُرکان
از هیچ بادی نمی هراسیم که خود آتشفشانیم
یا تکفیری! صبرکْ صبرکْ
ای تکفیری! صبر کن صبرکن
إنّا سوفَ نَحفِر قبرَک
ما گور تو را خواهیم کَند
(لبیک یاعلی، یا مرتضی)
یا أحفادَ ثمود، یا جُرذانَ الیهود! إنّا سوفَ نعُود، للانتقام
ای نوادگان ثمود، ای موش های یهود! ما برای انتقام بر می گردیم
إن کنتُم داعشاً، فإنّا داعسٌ، سوف نَدعَسُکم، تحت الأقدام
اگر شما داعش هستید ما نیز "داعس" ( له کننده) هستیم و شما را زیر گام های خود له می کنیم
إنّا فی المعرکة سَیفٌ مسلُول
ما در میدان نبرد شمشیر عریانیم
سَنَجْعلُکُم عَصْفاً مأکول
و شما را مانند لقمه ی جویده شده خواهیم ساخت
إنّ الموتَ یُصبِح قوتک
قطعاً مرگ و نابودی، قوت و غذای تو می شود
لکن قبلَه جیبْ تابوتَک
اما پیش از آن ، تابوتت را همراه بیاور
یا إسرائیل! خیبر خیبر!
ای اسرائیل خیبر را به یاد بیاور
إنّا والله جیشُ حیدر
به خدا سوگند که ما سپاه حیدریم
(لبیک یاعلی، یا مرتضی)
(لبیک یا حسین، یا ثارالله)

----------------------------------------------------------------------------------------

کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم
ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم
شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم
ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم
فدایی زینب، پر از شور و عشقیم
اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یابن الحیدر
قَطَعنا الیک الصَّحاری، الا یا امیر الفرات
أضِفنا فانّا ضیوفک، اضِف هؤلاء المُشاة
نَسیرُ الیک نهاراً، و نَحلُمْ بک فی اللیالی
نَعُدُّ الخُطىٰ و العلامات، و نبکیک حتى الوصال
نسیل کَنهرٍ، یا بحر المَعالی
بصَخرٍ و سدٍّ، اَبد لانُبالی

لبیک یابن الحیدر

وُلِدنا على حبّ حیدر، إذن لانخاف المَخاطِر

و نَفدیک بالقلب و الروح، و لیس فقط بالحناجر
و الحمدلله صِرنا، بلطفک شعباً أبیّا
سنمشی الى القدسِ یوماً، مع المسلمین سَویّا
سلامٌ على الشام، کَرَمزِ الصُّمود
و بحرین و القدس، اسیرِ القیود

لبیک یابن الحیدر

ترجمه:

ای امیر نهر فرات! به سوی تو بیابان ها را پشت سر گذاشتیم
میزبانی کن از ما که ما میهمانان توایم
میزبانی کن از این خیل پیاده
روزها به سوی تو گام برمیداریم
و شب ها رویای تو را می بینیم
قدم ها و علم های جاده را می شماریم
و تا زمان رسیدن بر تو گریه می کنیم
همچون رود جاری می شویم
ای دریای بزرگی ها!
و به هیچ صخره و سدّی
اهمیت نمی دهیم و اعتنا نمی کنیم

***
بر عشق و محبت علی به دنیا آمدیم
به خاطر همین است که از خطرها نمی ترسیم
ما با دل و جان مان فدای تو می شویم
نه فقط با حنجره های مان
خدا را شکر که به لطف تو
امّتی آزاده و ستم ناپذیر شدیم
روزی همراه با همه ی مسلمانان
به سوی قدس پیاده خواهیم رفت
درود بر شام
به عنوان نماد و مظهر مقاومت
و درود بر بحرین و قدس
که اسیر بند هستند))
یا حُسین!
یَتَّجِهُ هذا الحَشدِ الکبیرِ مِن محبّیکَ نحو کربلاء، بنیاتٍ صادِقَة و قلوبٍ مُشتعلة، شوقاً لزیارتک و تَوّاقَةً للتقرب بها إلی الله، لیُحرِّروا أنفسهم من الذنوبِ و التعلقاتِ الدنیویة.
یا سید الأحرار! نَعِدُک أن نَتَّجِهَ معاً نحوَ القدسِ مشیاً علی الأقدام و نُحرِّرَ تلکَ الأرضَ المقدَّسةَ من بَراثِنِ الصّهاینةِ الغاصبین، و أن نذهَبَ قریباً إلی الشّام لنُخَلِّصَ مقامَ أختکَ زینبَ الکبری من حمَلاتِ لُقَطاءِ الصّهاینةِ و أمریکا و هُم العناصِرَ السلفیة‌ و التکفیریة و الإرهابیةِ و الوهابیة، الذین لم یُدرِکُوا شیئاً عن الإسلامِ الحقیقی.
ترجمه:
یاحسین!
این خیل عظیم دلدادگان با نیات صادقه و قلوب مطهره به قصد زیارت تو به سمت کربلا در حرکتند و با زیارت تو به خدای متعال تقرب میجویند تا خود را از قید و بند گناهان و تعلقات دنیایی رها کنند.
ای سید احرار! ما با تو عهد می بندیم که با این جماعت پیاده روان به قدس رفته و آن سرزمین مقدس را از چنگال غاصب صهاینه آزاد کنیم. همچنین با تو عهد می بندیم که به زودی به شام رفته و سوریه و حرم مطهر خواهر تو زینب کبری را از دست فرزندان نامشروع صهاینه و آمریکا یعنی گروههای سلفی و تکفیری و ارهابی و وهابی آزاد نماییم؛ همانها که از اسلام حقیقی هیچ نفهمیده اند.
شاعر: محسن رضوانی

----------------------------------------------------------------------------------------

کربلا ای خاک اندوه و بلا

کرْبَلا، لا زِلْتِ کَرْباً وَبَلا، ما لقی عندک آل المصطفى
کربلا ای خاک اندوه و بلا، لاله‌زار سرخ آل مصطفی
کَمْ عَلى تُرْبِکِ لمّا صُرّعُوا، مِن دَم سال و مِن دَمع جرى
خاک تو آغشته‌ی خون است و اشک، از به خاک افتادن آلاله‌هاست
کربلا یا کربلا یا کربلا
یا رسول الله لو عایَنتَهم، و هُم ما بَینَ قَتلى وسِبی
یا محمد بنگر این آل تو است، یا قتیل دشت خون یا مبتلا
قَتَلوه بَعد علم مِنهُم، انه خامس اصحاب الکسا
قاتلانش با خبر بودند اوست، پنجمین دردانه آل عبا
یا حسین یا حسین یا حسین
غَسَلُوهُ بِدَمِ الطّعْنِ، وَمَا، کَفّنُوهُ غَیرَ بَوْغَاءِ الثّرَى
پاره پاره پیکرش مانده به خاک، غسلش از خون و کفن از بوریا
کیفَ لَم یَستَعجِلِ اللهُ لَهُم، بانقلابِ الأرضِ أورَجمِ السَّماء
از چه رو از هم نمی پاشد زمین؟ آسمان در هم نمی ریزد چرا؟
کربلا یا کربلا یا کربلا
لَیسَ هذا لِرسولِ اللهِ، یا، أُمّةَ الطُغیانِ والبَغی، جَزا!
اجر پیغمبر به قرآن این نبود، بی وفایان ننگ بادا بر شما
لَم یَذوقوا الـماءَ حتّی اجتَمَعوا، بِحَدّی السیفِ علی ورد الرّدی
تشنه بودند و گلویی تر نکرد، زان میان جز نیزه ها و دشنه ها
یا حسین یا حسین یا حسین
حَمَلُوا رأساً یُصَلُّونَ علی، جدَّه الأکرَمِ طوعاً و إبا
آسمان ها را به غارت برده اند، مانده بر نی آیه های والضّحی
میِّتُ تبکی لَه فاطمةُ، وابوها و علیّ ذوالعُلی
این صدای گریه های فاطمه است، هم نوای مصطفی و مرتضی است
کربلا یا کربلا یا کربلا
شعر عربی: مرحوم سید رضی (ره)
شعر فارسی: محمد مهدی سیار

----------------------------------------------------------------------------------------

زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین

منبع: بشارة المصطفى عماد الدین طبری: ص ٧۴ ، بحار الأنوار مجلسی: ج ۶٨ ص ١٣٠ ح ۶٢ ؛ مقتل الحسین للخوارزمی : ج ٢ ص ١۶٧ نحوه.
عن عطیّة العوفی: خَرَجتُ مَعَ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِیِّ زائِرَینِ قَبرَ الحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام، فَلَمّا وَرَدنا کَربَلاءَ دَنا جابِرٌ مِن شاطِئِ الفُراتِ فَاغتَسَلَ، ثُمَّ اتَّزَرَ بِإِزارٍ وَارتَدى بِآخَر، ثُمَّ فَتَحَ صُرَّةً فیها سُعدٌ فَنَثَرَها عَلى بَدَنِه، ثُمَّ لَم یَخطُ خُطوَةً إلّا ذَکَرَ اللّه َ تَعالى.
حَتّى إذا دَنا مِنَ القَبرِ قال: ألمِسنیهِ فَأَلمَستُهُ فَخَرَّ عَلَى القَبرِ مَغشِیّا عَلَیهِ فَرَشَشتُ عَلَیهِ شَیئا مِنَ الماءِ فَلَمّا أفاقَ قال: یا حُسَینُ ثَلاثا ثُمَّ قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ. ثُمَّ قال: وأنّى لَکَ بِالجَوابِ وقَد شُحِطَت أوداجُکَ عَلى أثباجِک، وفُرِّقَ بَینَ بَدَنِکَ ورَأسِک، فَأَشهَدُ أنَّکَ ابنُ خاتَمِ النَّبِیّین وَابنُ سَیِّدِ المُؤمِنین وَابنُ حَلیفِ التَّقوى وسَلیلِ الهُدى وخامِسُ أصحابِ الکِساءِ وَابنُ سَیِّدِ النُّقَباءِ وَابنُ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ النِّساءِ وما لَکَ لا تَکونُ هکَذا وقَد غَذَّتکَ کَفُّ سَیِّدِ المُرسَلین ورُبّیتَ فی حِجرِ المُتَّقین ورُضِعتَ مِن ثَدیِ الإِیمانِ وفُطِمتَ بِالإِسلام فَطِبتَ حَیّا وطِبتَ مَیِّتا غَیرَ أنَّ قُلوبَ المُؤمِنینَ غَیرُ طَیِّبَةٍ لِفِراقِک ولا شاکَّةٍ فِی الخِیَرَةِ لَکَ فَعَلَیکَ سَلامُ اللّه و رِضوانُهُ وأشهَدُ أنَّکَ مَضَیتَ عَلى ما مَضى عَلَیهِ أخوکَ یَحیَى بنُ زَکَرِیّا.
ثُمَّ جالَ بِبَصَرِهِ حَولَ القَبرِ وقال: السَّلامُ عَلَیکُم أیَّتُهَا الأَرواحُ الَّتی حَلَّت بِفِناءِ الحُسَینِ وأناخَت بِرَحلِهِ وأشهَدُ أنَّکُم أقَمتُمُ الصَّلاةَ وآتَیتُمُ الزَّکاةَ ، وأمَرتُم بِالمَعروفِ ونَهَیتُم عَنِ المُنکَرِ وجاهَدتُمُ المُلحِدین وعَبَدتُمُ اللّه َ حَتّى أتاکُمُ الیَقینُ. وَالَّذی بَعَثَ مُحَمَّدا بِالحَقِّ نَبِیّا لَقَد شارَکنا کُم فیما دَخَلتُم فیهِ. قالَ عَطِیَّةُ: فَقُلتُ لَهُ: یا جابِرُ ! کَیفَ ولَم نَهبِط وادِیا ولَم نَعلُ جَبَلاً ولَم نَضرِب بِسَیفٍ وَ القَومُ قَد فُرِّقَ بَینَ رُؤوسِهِم وأبدانِهِم، واُوتِمَت أولادُهُم و أرمَلَت أزواجُهُم ؟! فَقال: یا عَطِیَّةُ ! سَمِعتُ حَبیبی رَسولَ اللّه ِصلى الله علیه و آله یَقولُ: مَن أحَبَّ قَوما حُشِرَ مَعَهُم و مَن أحَبَّ عَمَلَ قَومٍ اُشرِکَ فی عَمَلِهِم وَالَّذی بَعَثَ مُحَمَّدا بِالحَقِّ نَبِیّا إنَّ نِیَّتی ونِیَّةَ أصحابی عَلى ما مَضى عَلَیهِ الحُسَینُ علیه السلام وأصحابُهُ خُذوا بی نَحوَ أبیاتِ کوفانَ .
فَلَمّا صِرنا فی بَعضِ الطَّریقِ قالَ: یا عَطِیَّةُ ! هَل اُوصیکَ وما أظُنُّ أنَّنی بَعدَ هذِهِ السَّفَرَةِ مُلاقیک؟ أحبِب مُحِبَّ آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله ما أحَبَّهُم وأبغِض مُبغِضَ آلِ مُحَمَّدٍ ما أبغَضَهُم وإن کانَ صَوّاما قَوّاما، وَارفُق بِمُحِبِّ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، فَإِنَّهُ إن تَزِلَّ لَهُ قَدَمٌ بِکَثرَةِ ذُنوبِهِ ثَبَتَت لَهُ اُخرى بِمَحَبَّتِهِم ، فَإِنَّ مُحِبَّهُم یَعودُ إلَى الجَنَّةِ ، ومُبغِضَهُم یَعودُ إلَى النّارِ.
ترجمه: به نقل از عطیّه عوفى ـ : همراه جابر بن عبد اللّه انصارى ، براى زیارت قبر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام حرکت کردیم. هنگامى که به کربلا رسیدیم جابر به کرانه فرات نزدیک شد و غسل کرد و پیراهن و ردایى به تن کرد و کیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت جز آن که ذکر خداى متعال گفت تا این که به قبر نزدیک شد و [به من ]گفت: دست مرا بر قبر بگذار
چون دست او را بر قبر گذاشتم بیهوش ، بر روى قبر افتاد. کمی آب بر او پاشیدم و هنگامى که به هوش آمد سه بار گفت : اى حسین !
آن گاه گفت : دوست پاسخ دوست را نمى‌دهد ؟!
سپس گفت: چگونه پاسخ دهى در حالى که خون رگ هایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیکرت جدایى انداختند؟! گواهى مى‌دهم که تو فرزند خاتم پیامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند هم پیمان تقوا و چکیده هدایت و پنجمین فرد از اصحاب کسایى و فرزند سالار نقیبان و فرزند فاطمه سَرور زنانى ؟! و چگونه چنین نباشى در حالى که از دست سَرور پیامبران غذا خورده اى و در دامان تقواپیشگان پرورش یافته اى و از سینه ایمان شیر نوشیده اى و با اسلام تو را از شیر گرفته اند .
پاک زیستى و پاک رفتى؛ امّا دل هاى مؤمنان در فراق تو خوش نیست بى آن که در این تردیدى رود که همه اینها به خیرِ تو بود. سلام و رضوان خدا بر تو باد ! و گواهى مى‌دهم که تو بر همان روشى رفتى که برادرت یحیى بن زکریّا رفت .
آن گاه جابر دیده خود را گِرد قبر چرخاند و گفت: سلام بر شما اى روح هایى که گرداگردِ حسین فرود آمده، همراهش شدید ! گواهى مى دهم که نماز را به پا داشتید و زکات دادید و به نیکى فرمان دادید و از زشتى باز داشتید و با مُلحدان جنگیدید و خدا را پرستیدید تا به شهادت رسیدید. سوگند به آن که محمّد را به حق برانگیخت در آنچه به آن در آمدید با شما شریک هستیم.
به جابر گفتم: اى جابر! چگونه [با آنان شریک باشیم] ، با آن که ما نه به درّه اى فرود آمدیم و نه از کوهى بالا رفتیم و نه شمشیرى زدیم ، در حالى که اینان سرهایشان از پیکر جدا شد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند؟!
جابر گفت: اى عطیّه ! شنیدم که حبیبم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید : «هر کس گروهى را دوست داشته باشد ، با آنان محشور مى شود و هر کس کارِ کسانى را دوست داشته باشد، در کارشان شریک مى‌شود» و سوگند به آن که محمّد را به حق به پیامبرى بر انگیخت نیّت من و همراهانم همان است که حسین علیه السلام و یارانش بر آن رفته اند. مرا به سوى خانه هاى کوفه ببر.
هنگامى که بخشى از راه را رفتیم گفت: اى عطیّه ! آیا سفارشى به تو بکنم که دیگر گمان ندارم پس از این سفر تو را ببینم ؟ دوستدار خاندان محمّد را تا زمانى که آنان را دوست مى دارد دوست بدار و دشمن خاندان محمّد را تا زمانى که با آنان دشمن است دشمن بدار هر چند روزه گیر و شب زنده دار باشد، و با دوستدار محمّد و خاندان محمّد رفاقت کن که اگر یک گامش از فراوانىِ گناهش بلغزد گام دیگرش به محبّت آنان استوار مى‌مانَد؛ چرا که دوستدار آنان به بهشت باز مى‌گردد و دشمن آنان به سوى آتش [دوزخ ]مى‌رود.

----------------------------------------------------------------------------------------

بود اربعین روز اشک و عزا

سلام علی ساکن کربلا
بود اربعین روز اشک عزا
به یاد اسیران کرب و بلاء
به سر زینب دل شکسته زشام
کنار مزار شه سر جدا
سلام علی ساکن کربلا
دلم غرق ماتم شده یاحسین
به ما ظلم اعظم شده یاحسین
اگرچه شده سرنگون کاخ ظلم
ولی قامتم خم شده یا حسین
سلام علی ساکن کربلا
تو گفتی که خوبان امیری کنند
دلاور شوند و دلیری کنند
مبادا جوانان به میدان رزم
ذلیلانه اظهار پیری کنند
امیری حسین و نعم الامیر
تو گفتی خدا پا در آن می­نهد
اگر خانه را گرد گیری کند
تو گفتی صبوری کند خواهرت
چو مجبورشان بر اسیری کنند
تو گفتی هیهات و مردان ما
بمانند و ذلت پذیری کنند
امیری حسین و نعم الامیر
به هر کوی و بزم و هر انجمن
سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دو گوشم سرود این سخن
که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حسین و نعم الامیر
ز خون جگر پاک پاکم کنی
سپس عاشق سینه چاکم کنی
به تیغ محبت هلاکم کنی
به صحن ابوالفضل خاکم کنی
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حسین و نعم الامیر

----------------------------------------------------------------------------------------

زائر ز خود برون آی وقت سفر رسیده ...

زائر! ز خود برون آ، وقتِ سفر رسیده
پا در ره ولا بگذار
جابر! به سوگ مولا ماه صفر دمیده
خود را به جاده ها بسپار
به قلب سالک نیست/اثر ز بیم ِ بلا
ز خود سفر باید/ به سوی کرب و بلا
چه بیم اگر این ره/ سوی بلا افتد
خوشا سری کزتن/ به کربلا افتد
اگرچه ناقابلم سر من فدای راه حسین
به غیر سر مرکبی ندارم برای راه حسین
جابر! به جای زینب، جای رباب و لیلا
باید سفر کنی امروز
زائر! به جای شیعه، سوی مزار مولا
باید خطر کنی امروز
به نوحه و افغان/به جاده باید رفت
به یاد طفل حسین/ پیاده باید رفت
ببند احرامی/ که عید قربان است
مسیر کرب و بلا/ بدون پایان است
صبا! تو خود را، به صحن مولا، به آن سرا برسان
صدای ما را، سلام ما را، به کربلا برسان
داغ تو مرهمی تا صبح ابد ندارد
ای قبله ی دل عالم
الله اکبر از این ماتم که حد ندارد
الله اکبر از این غم
حبیب آمده بر/ حبیب می گرید
به غربتِ مردِ/ غریب می گرید
اگر که بی پاسخ/ سلامِ جابر بود
بدان بدونِ سر/ امامِ جابر بود
بمیرم آخر، بمیرم آخر، به غربت مولا
غریبِ مادر، فتاده بی سر، به دشت کرب و بلا
با خاطری غمین و با قامتی شکسته
در زیر بار ماتم ها
سوی مدینه آمد این کاروان خسته
بی ساربان خود اما
چه مجلسی برپا/ در این غم آباد است
که روضه خوان اینجا/ امام سجاد است
که سنگ می گرید/ که خاک می موید
دمی که زینب از/ حسین خود گوید
ز چله ی غم، نشد که زینب، دمی شود بیرون
چهل صباح و چهل مساء از غم تو گرید خون
شاعر: حسن صنوبری

----------------------------------------------------------------------------------------

بمیریم و هرگز نگیریم امان نامه دشمنان را

دل سینه زن را چهل شب/ به پابوس یاد تو بردیم
به این روضه ها خو گرفتیم/ به این نوحه ها دل سپردیم
به آن مصحف پاره پاره/ که بسم اللهش مانده بر نی
به آیات کهف و رقیمی/ که خونینْ لبش خوانده بر نی
نظر کن به این دل/ که چلّه نشین است
پر از شوق دیدار/ در این اربعین است
(یاحسین یابن الزهرا)
دلم مثل این کاروان ها/ دوباره شده زائر تو
خوشا گریه در اربعینت/ خوشا روضه جابر تو
اگر جابرت رفته از هوش/ کنار مزار تو مولا
چه بر زینب تو گذشته/ که بر نیزه دیده سرت را
دمادم به لبها/دم یا حسین است
که عهد دل ما/ فقط با حسین است
(یاحسین یابن الزهرا)
به یمن ولایت گرفتیم/ زمهر تو خطّ امان را
بمیریم و هرگز نگیریم/ امان نامه دشمنان را
که مستکبران زمان را / نباشد در این سرزمین راه
نبیند کسی ذلّت ما / به حکم و لن یجعلَ الله
وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلا
نلرزد دل ما / ز تهدید و تحریم
ره ما حماسه ست/ نه سارش نه تسلیم
(یاحسین یابن الزهرا)
شاعر: مهدی سیار و میلاد عرفان پور

----------------------------------------------------------------------------------------

در بیعت وفای ولی زمانه ایم

عشق است کربلای تو لبیک یا حسین
جان و تنم فدای تو لبیک یا حسین
گفتی به خلق: کیست که یاری کند مرا
قربان آن ندای تو لبیک یا حسین
با شور و اشک و زمزمه یک عمر گفته ام
در خیمه عزای تو لبیک یا حسین
کی میشود که آیم و از جان صلا دهم
در صحن با صفای تو لبیک یا حسین
احرام بسته، تلبیه گویان،کفن به تن
آیم سوی منای تو لبیک یا حسین
گویم میان صحن تو و صحن ساقی ات
از مروه تا صفای تو لبیک یا حسین
جان میدهم به عشق تو یا ایها الشهید
سر مینهم به پای تو لبیک یا حسین
جان دادنم به پای تو احلی من العسل
شیرین بود لقای تو لبیک یا حسین
این انقلاب جلوه لبیک ما به توست
در جان ما ولای تو لبیک یا حسین
در بیعت وفای ولی زمانه ایم
در دست او لوای تو لبیک یا حسین
شاعر: محمد مهدی سیار
----------------------------------------------------------------------------------------

در دل مانده رؤیایت، بر لب نام زیبایت،‌ اربابم حسین جان

در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت
اربابم حسین جان، می میرم برایت
ای نام و نشان من، جان من جهان من
می گیرم سراغت، می گریم ز داغت
خونت جوهر هستی، شورت در سر هستی
آه ای راز عطشان، جانم را بسوزان
در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت
اربابم حسین جان، می میرم برایت
مصباح الهدایی تو، محبوب خدایی تو
روشن از تو راهم، محتاج نگاهم
ای عشق نخستینم، معیار دل و دینم
جانم را رها کن، نذر کربلا کن
در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت
اربابم حسین جان، می میرم برایت
ای خاکت بهشت من، زیبا سرنوشت من
ای حصن حصینم، باقی از تو دینم
نامت محییُ الاموات، مِهرت قاضی الحاجات
جان عالمی تو، اسم اعظمی تو
در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت
اربابم حسین جان، می میرم برایت
شاعر: میلاد عرفان پور

با تشکر از پایگاه جامع مداحی دکتر میثم مطیعی:   http://meysammotiee.ir/

نظرات  (۱)

اللّهمّ عجّل لولیک الفرج...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی